سفارش تبلیغ
صبا

شهادت امام جعفرصادق(ع)برجهان اسلام تسلیت باد

 

http://pershang.ParsiBlog.com/Files/98b54ec23037ad679e7068


  امام جعفرصادق(ع)


(نام جعفرصادق)کنیه ابوعبدالله لقب ها صادق.الحقایق.طاهر.محقق.مصدق.زادگاه مدینه محل

دفن مدینه قبرستان بقیع شمالی 24094/6339 شرقی2404669639 نام پدر امام محمدباقر

مادر . امرفروه همسران . البربریه . حمیده . فرزندان امام موسی کاظم . اسماعیل .عبدالله .

محمددیباج . اسحاق . علی عریضی . عباس .ام فروه" . اسماُ . فاطمه .

طول عمر 65سال، ابوعبدالله جعفربن محمدالصادق معرف به امام جعفرصادق (ع) امام ششم

شیعیان که شیعیان ایشان را به عنوان امام جعفرصادق یاد میکنند وی فرزند امام محمدباقر و

ام فروه است. ایشان در17ربیع الاول 83هجری قمری 702میلادی 703میلادی درمدینه به دنیا

آمد.این بزرگوار توسط (منصوردوانیقی)خلیفه عباسی مسموم و در 25شوال148هجری قمری

درسن 65سالگی درمدینه درگذشت ایشان بیشترین سال عمر را درمیان یازده امااول شیعیان

داشت. درسن31سالگی پس ازدرگذشت پدربزرگوارشان به امامت رسید. امامت ایشان هم

زمان باسال های پایانی حکومت { بنی امیه }و سال های آغازین حکومت {بنی عباسی} بود

به علت ضعف وعدم استقرار نظام سیاسی ، ایشان فرصت بسیارمناسبی برای فعالیت های

فرهنگی ومذهبی به دست آورد.ازسوی دیگرنیزعصروی زمان جنبش فرهنگی وفکری وبرخورد

فرق ومذاهب گوناگون درجهان اسلام بود زمینه فعالیت به گونه ای برای ایشان فراهم بود، که

بیشترین احادیث شیعه درتمام زمینه های از امام جعفرصادق(ع) خوانده میشود. فقه شیعه

نیز عمدتاً بر روایات به جای مانده ازایشان مبتنی ست، به همین جهت مکتب فقهی شیعیان

دوازده امامی رامذهب جعفری نیزمی نامند،

معرف ترین نام لقب ایشان (صادق) است و از دیگر القاب ایشان عبا رتند از :

فاضل{دارای فضیلت وبرتری}قائم{ به معنی ثابت وپایدار،قیام کننده،برپاواستوار }

کامل {کسی است که ازعیب ها منزه و دور وبرکنار است}منجی{نجات بخش و

رستگار کننده، عامل رستگاری ونجات }







ضریح چهارامام شیعیان پیش ازتخریب به وسیله حکومت سعودی،به ترتیب ازراست به چب حسن مجتبی ،(ع) علی بن حسین ،(ع) محمدباقر،(ع)و جعفر صادق (ع)ابن عقده زیدی درکتاب رجال خود چهار هزار راوی برای امام جعفرصادق(ع) برشمرده وکتاب های آنان رایادکرده است. بسیاری ازفقها ازپرورش یافتگان مکتب امام جعفرصادق(ع)بوده اند. ازاین عده می توان به کسانی هم چون زراره"بن اعین و دوبرادرش بکروحمران،جمیل بن صالح وجمیل بن دراج ومحمد بن مسلم طائفی وبریدبن معاویه وهشام بن حکم وهشام بن سالم وابوبصیر وعبیدالله ومحمد وعمران حلبی وعبدالله بن سنان وابوالصباح کنانی وبسیاری دیگراشاره کرد. به غیر از این چهار هزار تن راوی که ذکر آنان گذاشت ، شماری بسیاری دیگر از دانشمندان برجسته وپیشوایان مذهب اهل سنت وبزرگان علم ازامام جعفرصادق(ع)حدیث نقل کرده اند.ازاین میان میتوان به افرادی مانند یحیی بن سعیدانصاری وابن جریح و{مالک بن انس

{سفیان ثوری}وابن عیینه ئ{ابوحنیفه}وشعبه وایوب سختیانی و{جابر بن حیان}کفی وابان بن تغلب وابوعمروبن علا ُ وعمروبن دیناری وبسیاری دیگراشاره نمود. ازجمله جابر ابن حیان.

کیمیاگرمعرف که درغرب به نام geberخوانده می شود. بسیاری اختراعات خود رامنتسب به

امام جعفرصادق (ع) یاباتغییرات جزئی از آموزه های ایشان می داند. به نظرچنین می آید که

امام جعفرصادق(ع) معلمی بود که نگارش رابه دیگران(مثلاٌ شاگردانش)می سپرد. امام جعفرصادقبعدازمجلس درس روزانه خودبه مناظره باافراد مختلف ازجمله خداناباوران می پرداخت. درمتن بعضی ازاین مناظرات به مسایلی علمی همچون گردش خون. که درآن زمان

ناشناخته بود.اشاره شده است.

{امامت}به عقیده شیعیان دوران امامت ایشان 34سال بوده که بااواخر حکومت امویان و اوایل

حکومت عباسیان مصادف بوده است. ایشان باپنج تن ازخلفای بنی امیه،هشام بن عبدالمک،

ولیدبن یزیدبن عبدالملک، یزیدبن ولیدبن عبدالملک،ابرهیم بن ولید ومروان بن محمدملقب به

حمار و دوتن از خلفای بنی عباس ابوالعباس {عبدالله بن محمد} معروف به سفاح و ابو جعفر

معروف به منصور دوانیقی معاصر بود.

شاگردان: امام جعفرصادق بیش ازچهاهزار شاگرد داشته که برخی ازبزرگانشان به دین قرار: ابان بن تغلب ، اسحاق بن عمار صرفی کوفی، بریدبن معاویه بن العجلی، ابو حمزه ثمالی، حریربن عبدالله سجستانی، زرارهَ بن اعی شیبانی، صفوان بن مهران جمال اسدی، عمران بن      عبدالله سعداشعرقمی، عیسی بن عبدالله سعداشعری قمی، فیض بن مختارالکوفی، محمدبن نعمان کوفی معروف به موُمن الطاق، محمدبن مسلم بن ریاح، معاذبن کثیر، هشام بن محمدبن السائب، مفضل بن عمر، جابربن حیان، مالک بن انس،

ازنگاه دیگران: (مالک بنانس) پیشوای یکی از مذهب چهارگانه اهل سنت مدتی شاگرد امامجعفرصادق(ع) بود.او درباره عظمت وشخصیت علمی واخلاقی امام جعفرصادق(ع) چنین می گوید:من فقیه تراز امام جعفرصادق(ع) ندیدام. ایشان داناترین فرداین امت است. به خداسوگند!چشمان من ندیدفردی راکه از جهت زهد،علم،فضیلت،عبادت و ورع برتر از امام محمد بن جعفرصادق(ع)باشد. (ابوحنیفه)پیشوای یکی ازمذهب چهاگانه فقهی اهل سنت نیزشاگرد امام جعفرصادق(ع)بود. برخی منابع، مدت شاگردی اورا دوسال دانسته اند به عنوان نمونه، آلوسی درباره دوسال شاگردی اوپیش امام جعفرصادق،(ع)ازابوحنیفه نقل می کند که: اگرآن دوسال نبود،نعمان (ابوحنیفه)هلاک می شد. وی درباره عظمت علمی امام صادق(ع) گفته: است اگر امام جعفربن محمد(ع)نبود،مردم احکام ومناسک حجشان رانمی دانستند.عطارنیشابوری فصل اول کتاب تذکره الاولیا ، اثرش در شرح احوال بزرگان اولیا ومشایخ صوفیه،رابه شرح حال امام صادق(ع) اختصاص داده است. عطار دراین کتاب می آورد:اگرتنها صفت ایشان گویم، به زبان وعبارت من راست نیایدکه درجمله علوم واشارات وعبارات بی تکلف به کمال بود، وقدوه جمله مشایخ بود،وعتماد همه بروی بود ومقتدای مطلق بود. هم الهیان راشیخ بود وهم محمدیان را امام، وهم اهل ذوق راپیشرو، وهم اهل عشق را پیشوا. هم عباد رامقدم، هم زهاد رامکرم، هم صاحب تصنیف حقایق، هم در لطایف تفسیر واسرار بی نظیر بود. در ادامه عطار داستانهایی چند از کرامات ایشان نقل می کند.

 

 

 

 

 

471ce75bb6.jpg

 

 



[ پنج شنبه 93/5/30 ] [ 4:34 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

ربطی ندارد !

موش کوچک

موش ازمیان شکاف دیوار، کشاورز وهمسرش رانگاه میکرددرحال باز کردن یک بسته بودند.

موش باخود گفت:چه غذایی ممکن است داشته باشد؟باکنجگاوی نگاه میکرد! تااینکه متوچه شد

یک تله موش است وحشت زده شده بود. درحالی که موش به طرف مزرعه عقب نشینی مکرد

اعلان خطرکرد) یک تله موش درخانه است) مرغ درحالی که قد قد میکرد وزمین رامی کند ،

سرش رابلند کرد وگفت:ببخشید آقاموشه، فقط می توانم بگویم که این نگرانی بزرگ برای تو

است وهیچ اثری برای من ندارد وبه من صدمه ای نمی زند. موش روبه گوسفند کرد وگفت:

(یک تله موش درخانه است، یک تله موش درخانه!) گوسفند با همدری گفت: من بسیارمتاَسفم

آقا موشه ، اما کاری نمی توانم درا ین باره انجام دهم جزا ینکه دعا کنم. مطمئن باش برا یت

دعا می کنم. موش بی چاره به طرف گاو رفت. اوگفت: (تومیگویی یک تله موش؟ آقا موشه!

انگار که من درخطربزرگی هستم......نه!) بنابراین موش درحالی که ازتنها روبرو شدن باتله

موش کشاورز مخزون بودسرش راپایین انداخت وبه خانه برگشت. درهمان شب صدایی ازخانه

کشاورزشنیده شد، مانند اینکه تله موش قربانی اش راگرفته است. همسر کشاورز باعجله رفت

تاببیند چه چیزی راگرفته است. اودر تاریکی ندید که یک مارسمی دمش درتله گیر کرده است.

مار همسرکشاورز رانیش زد. کشاورز باعجله او رابه بیمارستان برد. اودرحالی که تب کرده

بود به خانه برگشت اکنون همه میدانستندکه تب را میتوان باسوپ تازه مرغ درمانکرد، بنابراین

کشاورزساطورش رابرداشت ووبه سراغ مرغ رفت تاجزًاصلی سوپ رابیاورد. بیماری همسرش

ادامه یافت تا ینکه دوستان وهمسایه ها بدون وقفه برای عیادت می آمدند. کشاورز بای اینکه از

آنها پذیرائی کند گوسفند راکشت. همسرکشاورزخوب نشد وچند روز بعد درگذشت. افراد زیادی

برای تشییع جنازه آمدند وکشاورزبرای تهیه گوشت غذای آنها گاورا کشت.

بنابراین وقتی همسایه ودوستان ما به کمک ما نیاز دارند وبامشکلی موجه شده است که به شما

ربطی ندارد، بخاطر بیاورید که وقتی کوچکترین کشور از دوستان ماتهدید می شود.ممکن است

ماهم درخطر باشیم. امروز غزه فردا. نیل تافرات . شام تاعراق .ماهمگی روی این کره خاکی از

یک خانواده هستیم.



[ دوشنبه 93/5/27 ] [ 9:55 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

به رنگ دریا\

 

آن روزهای من به سلیقه کسی دوستم داشت ودوستش داشتم

سرتا پای زندگیم راآبی کرده بود

آبی آبی" آبی به رنگ دریا"

وناگهان یک روز او رادست دردست کسی دیدم.

سرتا پا یش زرد بود زرد،مثل نور.

من شنا نمی دانستم"

دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم"

و غرق شدم

در دریای آبی بیگران رویاها وکابوسها

{حسین پناهی}

 



[ جمعه 93/5/24 ] [ 9:31 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

عکسهای ماندنی قدس



[ جمعه 93/5/3 ] [ 8:3 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 37
کل بازدیدها: 57202