شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

ساعت ویکتوریا
+ [تلگرام] عروس فصلها آمدو ، سازوسرنا ميزد باصداي رعدوباد ، نقل باران ميزد به تن دشت ، رختي ازمخمل سبز به نگارم بگويد ، بلبل شيدا آمد به تن دشت ردايي ، ازجنس بهار که به صحرا بوي ، نرگس رعنا امد ميشنويدصداي سرناي ، باد بهار به سرسفره هفت سين ، بوي خدا آمد همه جا غرق گل و ، باد شانه کشيد همه سرمست وغلام مست و ، خدا نقش کشيد غ..ر..آ
+ [تلگرام] عروس فصلها آمدو ، سازوسرنا ميزد باصداي رعدوباد ، نقل باران ميزد به تن دشت ، رختي ازمخمل سبز به نگارم بگويد ، بلبل شيدا آمد به تن دشت ردايي ، ازجنس بهار که به صحرا بوي ، نرگس رعنا امد ميشنويدصداي
+ [تلگرام] مدتيست ، ازپيت آواره شدم عاشقت کشتم و ، بيچاره شدم ازتوعشق توپروا ، نداشت ازبرم رفتي و ، درد دانه شدم هوست کردم و ، مِي خودم يواش بحرتوميمردم ، يواش يواش زبرم ردشدي ، خاموش يواش دل مارا بُردي ، يواش يواش گه حلال رويت ميديم ، ببرم گه توماهتاب بودي ، برسرم به سراغم آمد عشق ، غلام دلکم گفت که به دام ، افتادم غ..ر..آ
+ [تلگرام] Ramzani Gholamrza: خوشه پروين کجا و ، دلربايهاي ما چشمکي زد زهره و ، برهم زد احوال ما مثل هرشب اين فريبا ، حال ازما گرفت فتنه کرد و بازهم ، فتانه ازما گرفت امشبم ماهتاب غلام را ، فريب داد ورفت قلب ما را اوربود و ، همره خورشيد رفت غ..ر..آ
+ [تلگرام] مدتيست ، ازپيت آواره شدم عاشقت کشتم و ، بيچاره شدم ازتوعشق توپروا ، نداشت ازبرم رفتي و ، درد دانه شدم هوست کردم و ، مِي خودم يواش بحرتوميمردم ، يواش يواش زبرم ردشدي ، خاموش يواش دل مارا بُردي ، يواش
+ [تلگرام] تو به سر شانه زني و ، دل ما را ببري نبر دل. دلبري جز تو ، که شيرين عسلي همه رندان حسود ، شيرشدن پيش تو من مجنون که فتاده به دامت ، نخوردم عسلي غ..ر..آ
احمد ت
نميتونم اين شعر رو بخونم ! احتمالا توي تايپ اشکالي پيش اومده
چراغ جادو
عارفانه هاي يک دوست
79 امتیاز
13 برگزیده
345 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
عارفانه هاي يک دوست عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله ارديبهشت ماه
vertical_align_top