شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

ساعت ویکتوریا
+ [تلگرام] سيب ازشاخه افتاد ، ترک خورد آنچه برسرشاخه ماند ، خوراک زاغک شد سيبي درآب افتاد و ، رقصان ميرفت ميري ديد و به لب خورد و ، عجب گفت برگهاي زرد ونارنج ، که دربدرقه بودن رقصان برفتن و، رودغزل گفت آن
زيبا و قشنگ
هما بانو
چقد قشنگ :)
ساعت ویکتوریا
عارفانه هاي يک دوست
78 امتیاز
14 برگزیده
359 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
عارفانه هاي يک دوست عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله آبان ماه
vertical_align_top