سفارش تبلیغ
صبا

درهم آشفته مکن ، گیسو ... که بیمار و ، تبدارشدم هردم آن شانه

درهم آشفته مکن ،

گیسو  

که بیمار و ، تبدارشدم

هردم آن شانه نکش ،

گیسو  

مده آزار و ، گرفتارشدم

گاه میان خلوت تنهای ،

ازعشقت  

همچوابرخزان ، اشکبارشدم

اختران غرق تماشا بودن ،

تا سحر  

گونه ام سرخ و ، تبدارشدم

هردم از در.طلب میکرد ،

چشم  

زدرآئی تو ، دلکش ومستانه

برسانید آوای مرا و ،

بگوید ؟

که غلام مست توهست و ، دیوانه

ضربه تک تک ساعت به سحر ،

نزدیک شد  

ضربه میزد که برو ، میخانه

غ..ر..آ



[ دوشنبه 97/7/30 ] [ 8:40 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 23
بازدید دیروز: 20
کل بازدیدها: 74038