سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آخربکجارفت همه رنگ و ، عطرنارنج

آخربکجارفت همه رنگ و ،

عطرنارنج

دامن کشان رقص کنان ،

میان دره ها رفت

اَبری شد وبارید به شوق ،

شب یلدا

بایک طبق عشق ،

میان بوسه ها رفت

بعدازتوطبق روی کُرسی ،

نشاندن

بارنگ غزلهایت ،

ترانه خواندن

بعدازتودنیای غلام ،

عجب شبی شد

شب مثل شبهای توبود و ،

سحرش رنگ سفید شد

غ..ر..آ



[ یکشنبه 97/9/25 ] [ 2:31 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

چقدرکزکنم ، سراین کوچه که بیاد ... نه ولم کرد ونه قهر ، منتظرم

چقدرکزکنم ،

سراین کوچه که بیاد

نه ولم کرد ونه قهر ،

منتظرم تاکه بیاد

پس چرا خودخوری لعنتی ،

آبم میکنه

مست رها کرده مرا ،

خورد وخربم میکنه

نشدیک شب که ازفکرتو ،

آسوده بشم

ننشینم توقاب پنجره و ،

راهی رویا نشم

چقدرآزارببینم ،

سراین فتنه ها

چقد انگشت نماشم ،

سراین کوچه ها

به جهنم که آبروش ، ریخت غلام ؟

بیارحمی بکن و نده ،

عذابم بیا

غ..ر..آ



[ شنبه 97/9/24 ] [ 8:54 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دل خوش کنم به آن ، پیک آشنا ... نگاهش فتنه کرد ، درچشم ما

دل خوش کنم به آن ،

پیک آشنا

نگاهش فتنه کرد ،

درچشم ما

پرازآهنگ یک حسِ ،

یک صدا

نگاهم دامن کشان ،

رفت سوی صدا

پرید مرغ دل ،

سویش به پرواز

فرودآمد درمیخانه ،

با ساز

زبانش آشنا با دل ،

آن بیگانه مردم

شررافکند دوچشمش ،

در دل ما

مرو! بگذارغلام ،

مست تو باشد

طبیبش توحبیبش تو ،

و بیمارتوباشد

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 97/9/14 ] [ 8:33 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

مرو دیگرمده آزارم ، این گهنه عشق ترا دارم ب

مرو دیگرمده آزارم ،

این گهنه عشق ترا دارم

بس کن دل دیوانه آزارمده ،

در دل هنوزم عشق ترا دارم

من شاهد.در دامن گلها بودی ،

من مست آن خلوت عشقم

مستی توازآن بوسه باده ،

دلگیرازآن خند بی جوابم

چشم تو هزار زبان داند ،

دل غیرتو هیچ زبان نداند

مستم به محفل غلزلها ،

مستان همه دردغلام دانند

گرلب کندخواهش بوسه چه گویم ،

توپرتومهتاب تابیدی به روحم

قلبم چه گنه کرده که در تب وتاب است ،

مستی من از توست نه ازجام شرابست

غ..ر..آ



[ دوشنبه 97/9/12 ] [ 5:13 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

ترانه های تو ، غزلهای من است

 

ترانه های تو ،

غزلهای من است

واژه های شعرت ،

نشان راه من است

توای که در دل شب ،

به یادم می آیی

ترنه های مطرب ناله ی ،

عاشقانه ی من است

ازدلم چه میدانی ،

دانی رسم دلبرچیست ؟

مگر رسم دلبری ،

نمی دانی

گوشم آشناست ،

به بانگ ترانه های تو

آخرچرا دیگر ،

ترانه نمی خوانی؟

زاین آشیان که نشسته ام ،

بی پرواز

گویا که عشقت ازدلم ،

میل پرواز نمیداند

به زمزمه خوکرده غلام ،

نام تورا

ازجوانی به پیری رسیدم ،

شایداین رسم نمیداند

چشم هایم به ره است ،

چون یعقوب

آخرمگر قصه ی ،

یوسف نمیدانی

دُردانه ی من یگانه شدی ،

در دلم

درعهدخودهستم ،

مگرعهد زمانه نمیدانی

غ..ر..آ



[ یکشنبه 97/9/11 ] [ 8:16 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

درگذارنسیم خفته اند ، برگ ها بسیاربسیار .... درنگاهم سروقامت با

درگذارنسیم خفته اند ،

برگ ها بسیاربسیار

درنگاهم سروقامت باغ ،

بیدار بیدار

مست ودست افشان سازدلکش ،

باد خبرمی آرد

وزخزان برگ ها نهراسید ،

بوی بهارمی آرد

تونیزچون برگی غلام ،

گرچه سروی

به زیرپا می آورد همچون ،

برگ خزان

تنم سردمی شود ،

چون زمستان

بخاکم می سپارند ،

یاران ودوستان

به هوش باشید خزان ،

هست بسیار

نهیب پائیزاست.که مست ،

گرددهوشیار

غ..ر..آ

 



[ سه شنبه 97/9/6 ] [ 12:35 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

نغمه ها سرکرد این دل ، زآن شورعشق

نغمه ها سرکرد این دل ،

زآن شورعشق

به هرلفازی آهنگ سفرکرد ،

این عشق

دیگر سامان نگیرد ،

ازغم هجرانت یار

غلام را درد نباشد ،

وقت دیدارت ای یار

به هرسیرت به هرصورت ،

که باشی میپذیرم

ازآن ترک نگاه واشک ،

دلگیرم

به هرصاعقه ای اشکت ،

وقت رفتن

چنان شعله می زند ،

که میسوزم

غ..ر..آ



[ شنبه 97/9/3 ] [ 7:54 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

با توتنها خوش است این دلم ، ای همه کس

با توتنها خوش است این دلم ،

ای همه کس

ناکسان رفتن و ،

توماندی همه کس

گرخزان دید و درخت ،

برگ بریخت زیرپای

من به امید بهار توماندم ،

همه کس

گرکشیدن همه برگها را رنگ ،

زآن خون دل ما

زین گزرکرده چراغان غلام ،

یار بیا

رفع شود پریشانی عشاق ،

زآن همه درد

دل به آن سلسله زلف تو بستن ،

بیا

گرچه هر روز رود خورشید ،

از سرکوه

بسرزلف توبستن نور ،

خورشید عالم بیا

غ..ر..آ



[ جمعه 97/9/2 ] [ 10:51 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 103
بازدید دیروز: 206
کل بازدیدها: 170334