سفارش تبلیغ
صبا

از غار حرا مسافری می آید

 

(ازغار حرا مسافری می آید)

 

حضورسبزعاشقان درخانه ی ، امن دنیا

ونگاها را درانتظار، هادی دیدم

 

میان آن همه هیاهوی بت پرستی

مرگ ادراک ابوسفیان را دیدم

 

وبوی گل را باد صبا نثاریاس کرد

وامید را در دلها دیدم

 

ازغارحرا مسافری می آید

درامتداد مسیرراهش نوردیدم

 

دربت خانه غروب ابدی شد

طنین لاالاالله را شنیدم

 

برای مکه نه !

اندوه ناامیدی را در رخ بوجهل ها دیدم

 

طنین صدای لبیک بیشتروبیشترشد

کلام وحی را چه مبارک شنیدم

 

خوشبوی مثل عطرگل نارنج کلام محمد(ص)                                

صُمٌ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَیَرْجِعُونَ را در بوجهل دیدم

 

درصداقت عطر گل شب بو و، عطرگل محمدی

غلامان را همه درصف ، چون غلام دیدم

 

غ..ر..آ



[ دوشنبه 95/2/13 ] [ 10:58 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(حدیث یک دوست)

 

(حدیث یک دوست)گل تقدیم شما

وجود هیچکس غمها راازبین نمی برد ،

محکم بایستم  !

درست مثل یک چترخوب که باران را متوقف نمیکند،

اما کمک میکند آسوده زیرباران بایستیم !

ابرها به آسمان تکیه می کنند .

درخت ها به زمین .

وانسانها به مهربانی یکدیگر !

گاهی .

دلگرمی یکی .

چنان معجزه می کند ،

که انگارخدا در زمین کنا رتو است

گوهری ، که کدر نمی شود ولی کم یاب است .

حدیث یک دوست

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 95/2/9 ] [ 8:24 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(دانی که من به غیرتوعاشق ، کس نگشته ام +اصلاح شد)

 

 

(دانی که من به غیرتوعاشق ، کس نگشته ام )

 

رسیدام به انتها ، آغازعشق من تویی

می مانمت درانتظار ، بیا مرا رها مکن

 

دانی که من هم عاشقم ، ای کس بی کسم بیا

مرا دراین دشت جنون ، به دست باد رها مکن

 

ماهی این برگه ام و، با ابر و باران آشنا

میمیرم اینجا بی تومن ، میرآب مرا رها مکن

 

من درهوای عشق تو ، عمری نفس کشیده ام

دانا توای ، به حال خویش مرا رها مکن

 

دانی که من به غیرتو عاشق کس نگشته ام ؟ 

به جرم این غلام دگر، بیا مرا رها مکن

 

چوبرگ زرد کوچکم به زیرپای رهگذر

دراین خزان بیادگر مرا به باد رها مکن

 

غ..ر..آ

 



[ دوشنبه 95/2/6 ] [ 2:52 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

میلاد با سعادت حضرت علی (ع) وروزپدر مبارکباد میلاد میمون وباسعا

 

میلاد با سعادت حضرت علی (ع) وروزپدر مبارکباد

میلاد میمون وباسعادت وامیرالمومنین اسدالله الغاب مظهرالعجائب وصی پاک نبی مکرم اسلام همسر زهرای اطهررابه همه شیعیان ومحبین آن حضرت وبه همه پداران ایران زمین تبریک عرض مینمایم.

 

بنابرنوشته مورخین ولادت علی علیه اسلام درروزجمعه سیزده13 رجب درسال سی ام عام الفیل بطرز

عجیب وبیسابقه ای در درون خانه خدا (یعنی کعبه) به وقوع پیوست ، محقق دانشمند حجه الاسلام نیر.

گوید

ای آنکه درون حریم کعبه کاشانه توست

بطحا صدف گوهریکدانه  توست

گرمولود توبه کعبه آمد چه عجب

ای نجل خلیل خانه خود خانه توست

پدرآن حضرت ابوطالب فرزندعبدالمطلب ( برخی عبدمناف وعمران میگویند) همانگونه که در زیارت

حضرت رسول گرامی اسلام (ص) ، آمده است اسلام علی عمّک عمران ابی طا لب ، بن هاشم بن .

عبد مناف ومادرش فاطمه بنت اسد هاشم بود

 

بنابراین علی علیه السلام ازهردوطرف هاشمی نسب است ، اما ولادت این کودک مانند ولادت سایر

کودکان به طور عادی نبود بلکه با تحولات عجیب ومعنوی توام بوده است مادر این طفل خدا پرست

وبا دین حنیف ابراهیم زندگی میکرد وپیوسته ، به درگاه خدامناجات می کرد وتقاضا می نمود که این

وضع حمل رابراو آسان گرداند چون این کودکی راحامل بود خود را مستغرق درنور الهی می دید و

گوئی ازملکوت اعلی به وی الهام شده بود که این طفل با سایرمولود دیگران فرق بسیاردارد ، .

شیخ صدوق وفتال نیشابوری ازیزید بن قعنب روایت کرده است که گفت : من باعباس بن عبدالمطلب

وگروهی ازعبدالعزی در خانه خدا نشسته بودیم دیدیم که فاطمه بنت اسد درحالیکه نه9 ماه بارداربود

وازدرد مخاض (شدیدی) داشت آمد ومقابل خانه کعبه وسمت راست خانه ی هاجر وگفت : خدایا من .

بتووبه آنچه ازرسولانت وکتابها ازجانب توآمده اند ایمان دارم وسخن جدم ابراهیم خلیل راتصدیق میکنم

واوست که این بیت عقیق را بنانهاد است بحق آنکه این خانه راساخته وبه حق مولودی که درشکم من.

است ولادت اورا برمن آسان گردان ، یزید بن قعنب میگوید ما به چشم خود دیدیم که ازپشت خانه کعبه

شکافته شد وفاطمه به درون خانه رفت وازچشم ما پنهان گردید ودیوار بهم جسبید وبه حالت اول برکشت

وما خواستیم قفل درب خانه ی کعبه رابازکنیم باز نشد لذادنستیم که این کارازامرخدای عزوجل است .

وفاطمه پس ازچهارروز ازدرون خانه کعبه بیرون آمد درحالیکه امیرالمومنین (ع) را روی دست داشت

گفت : من فاطمه بنت اسد برهمه ی زنهای گذشته برتری دارم آسیه خدا را به پنهانی پرستید در زمانیکه

پرستش خدا ازروی ناچاری ممنوع بود. ومریم دخترعمران نخل خشک را بدست خود خرمای تازه

چید وخورد (هنگا میکه دربیت المقدس اورا درد مخاض گرفت به اوگفتند : از این جا بیرون شواینجا

عابد تگاه است ، نه زایشگاه ) ومن داخل خانه خدا شدم وازمیوه های بهشتی وخوردم و چون خواستم

بیرون بیایم هاتفی ندا داد نام اورا علی بگذار که خداوند علی الاعلی می فرماید من نام او ازنام خودم

گرفتم تائید ش کردم وامرا بغامض علم خود آگاه گردانیدم واوست که بتها را ازخانه من بیرون میکشد

واوست که بربام خانه ام اذان می گوید ومرا تقدیس وتمجید می نماید خوشا بر.کسیکه اورادوست دارد

وفرمانش برد و وای برکسیکه اورادشمن بداند ونافرمانیش کند (یعنی ولایت وارا نپذیرد)

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 95/2/1 ] [ 7:0 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 14
کل بازدیدها: 58215