سفارش تبلیغ
صبا

دراین جهان نجسته ام ، کسی بغیرتو .... چگونه برگزینمش ، کسی بجای

دراین جهان نجسته ام ، کسی بغیرتو

چگونه برگزینمش ، کسی بجای تو

 

دراین جهان درحیرتم ، هم غم ومسرورمنی

آوردام پناه به تو ، چون همه هستی منی

 

زخویش بی خبر و ، به باد وطوفان رها

ببین که گشته ام ، اسیرجذبه های تو !

 

نه بگسلم ز تو دگروفامگرگسستنی است

مگرکه عهدعاشقان ، شکستنی است ؟

 

چوشب شود سرخوشم ، بخواب ببینمت

به شاخه ی ارغوان ، غنچه ی مست بچینمت

 

عجب شعله می کشد ، کبود دیدکان تو

همچوبه شوق رود ، غلام به غم سرای تو

 

غ..ر..آ



[ شنبه 96/2/30 ] [ 10:34 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

درد عشقت که مرا ، سوخت وآه ! ... یادگاری بجا مانده ، دریغ

درد عشقت که مرا ،

سوخت وآه !

یادگاری بجا مانده ،

دریغ

 

خیره ماندم به ره ،

تو میدانی کیست ؟

نامه ای هست که شادم کند ،

اما دریغ

 

چه خطائی کردام ،

که فتادم به زمین

رشته ی الفت یاران ،

زمن بگسست

 

در دلش بود اگرجائی مرا ،

خوش بودم

اوچنان رفت که دیده ،

زدیدارم بست

 

هرکجا میروم بازدلم هست ،

پی شان

خیره ماند چشم ترم ،

بردرمنزلشان

 

گرچه درحسرت عشق ،

یاد عشاق کردم

بردل پرشررم یاد آمد ،

خاطرشان

 

گفتم ازدیده دور وازسینه ،

دورش سازم

کی رود ازیاد ،

آنهمه خاطرشان

 

مرگ باید که غلام را ،

دریابد

گرنه این دردعشق ،

نرود ازیادم

 

 

غ..ر..آ



[ جمعه 96/2/29 ] [ 10:49 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

من خیره به آئینه و ، آئینه به من باز .... آهی کشیدم که چه شد ، ا

 

من خیره به آئینه و ، آئینه به من باز

آهی کشیدم که چه شد ، ای سرتن ناز

 

ازعشق دل انگیزتو ، بهانه داشتم

آهسته به آئینه گفتم ، کودلبر تن ناز

 

برتن فشاندم عطر ، فراوان

برچشم کشیدم سرمه ی کرمان

 

باد آید وافشان کند ، زلف تورا جان

من خال لبت را ببینم ، بالای لبت جان

 

اوهست ومن ، عاشق وشیدا    

من مات شدم زینهمه ، افسونگریش باز

 

دیدم به تن گیتی ، سبزه قبایی

خندیدم وگفتم ، چه زیباه شده ای باز

 

دیدم همه حکمت ، درمردومک چشم

عکس رخ خویش ، به رخسارِ توزیبا

 

گیسوچوافشان بکند ، جان بگیرم

من پنجه به تار بنوازم ، تو به آواز

 

آئینه ی عشق بودی و ، غلام درحسرت

این قصه چه گویم ، نشکنی ای دل تن ناز  

 

غ..ر..آ

 

 



[ پنج شنبه 96/2/28 ] [ 3:6 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

میشه وشمرد نفسهات و ... چه جوری ، نزدیک بشم

میشه وشمرد نفسهات و

چه جوری ، نزدیک بشم

 

چشام باخت دنیا شو

وقتی که نزدیک شدم

 

وقتی که عطر ، توپیچید

من یکی دیوانه شدم

 

انگارکسی میگفت بمن

بمون توحس و برنکرد

 

یه جور مهمه بودنت

که عشقت با توسرمیکرد

 

جور مینازه این بهار

 شعبان دل وبهاری کرد

 

ببین غلام دُر نجف

بهار را ، بهاری کرد

 

 

غ..ر..آ



[ یکشنبه 96/2/10 ] [ 3:11 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

شراربه جانم ریزو ، ساقی من باش ... که ازرنگ عقیق ، لبان تو مستم

شراربه جانم ریزو ، ساقی من باش

که ازرنگ عقیق ، لبان تو مستم

 

چنان خواندی مرا زجام لبانت ، به عشق

که من ازهمه خاکیان ، زعشقت مستم

 

بیا بنشین وخلوت مرا ، ماهتاب باش

که ز روی تو آفتاب هم ، خجل ماند

 

بیا که مرا قراری ، نیست

سپیده زد وخواب بچشم منتظرم نماند

 

بیا که سیرببینم ، قامت گل

گربیایی شکوفا شود ، غزلهایم

 

عافیتی نیست مرا به غیر، بپذیر

قرارندارم بیا ، که سرگشته ام

 

بیا نسیم گل افشان را ، بهاران کن

که دراین وادی کم گشته ، غلام

 

 

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 96/2/7 ] [ 1:48 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیدم درآئینه و ، آه چه اندوهی .... دلم گرفت و رفت ، هرسویی

 

دیدم درآئینه و ، آه چه اندوهی

دلم گرفت و رفت ، هرسویی

 

فکراین بود که داشتیم پرو بال

پربستم و آئینه گرفت ، زماحال

 

عمری بسرکرده بودم ، افسوس

بالا نپریدم و زدلدار ، چه احوال

 

برفی شده بود سرم ، آئینه گفت

دستی بسرت بکش ، گذاشت سال

 

کشتم درون کودکی هایم ، هرسوی

مات ماندم درآئینه و ، موکشته سفید

 

گذرعمربه جوی دیدم و ، باریک غلام

نه بترسیم نه بلرزیم ازاین بام ، سفید

 

کودکی گفت که در ده ، بالا ده ما

میدهد پند همه را آنکه موکرد سفید

 

غ..ر..آ

 

 



[ چهارشنبه 96/2/6 ] [ 10:35 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

امشب سردیوانگی باز پرکشیدم .... برذلف توبا نسیم ، شانه کشیدم

 

امشب سردیوانگی باز پرکشیدم

برذلف تو با نسیم ، شانه کشیدم

 

چشم دوختم ، به حوض کاشی

من نقش تو را به فیروزه کشیدم

 

یک لحضه کشید باد ، شانه ذلفت

من عطرتورا به حس دل می چشیدم

 

الفاز تو را ، به لحجهایی

برکوزه ومشک سقا ، نقش کشیدم

 

چون ذلف رهایت به رویا ، نگریستم

آمد سحر و باز هوسم ، سربریدم

 

عهدی که غلام بست ، ازسرپیمان

ازعهد ولایتت ، دل نبریدم

 

 

غ..ر..آ          



[ چهارشنبه 96/2/6 ] [ 9:35 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

مستِ مستم ، جام ومی درکارنبود ...... مستی ام مستئ ، دیگری بود

 

 

مستِ مستم ، جام ومی درکارنبود

مستی ام مستئ ، دیگر بود

 

مستِ معشوق ، مستِ دوست

مستِ آنم که ، عالم مستِ اوست

 

من به تو امشب ، عاشق ترم

سیر تو میکنم  و ، بهترم

 

باده ی داد ساقی ام ، شرارانگیزشدم

مستِ اوکشتم و ، مدهوش شدم

 

گرتودانی مستی ما زچیست

مستی ما شیشئ ، انگورنیست

 

بگسل ازجهل بند و ، عشق آغازکن

آن قفس را بشکن وخود ، ازاد کن

 

روشنی بخشید مبعث یار ، یارمرا

زآن همه جهل ، هوشیار وبیدار مرا

 

غرق کن نفس خود را ، پای عشق

محوکن ان خطاها درخود ، ای غلام

 

 غ..ر..آ

 



[ سه شنبه 96/2/5 ] [ 8:29 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیدم درآئینه و ، آه چه اندوهی ... دلم گرفت و رفت ، هرسویی

 

 

دیدم درآئینه و ، آه چه اندوهی

دلم گرفت و رفت ، هرسویی

 

فکراین بود ، که داشتم پر وبالی

نپریدم وگرفت ، آئینه زما حالی

 

عمری که به صد ، رنگ پائیزرفت

چون خاروخسی ، بود ورفت 

 

برفی شده بود سرم ، آئینه گفت

برسرنشسته ، برف سفید

 

می جستم درون کودکی یم هرسوی

مات ماندیم درآئینه و ، موکشته سفید

 

گذرعمربه جوی دید ، غلام باریک

نه حرا سیم ازاین ، غول سفید

 

غ..ر..آ

 



[ دوشنبه 96/2/4 ] [ 9:44 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 14
کل بازدیدها: 58214