سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران

توماهی در دلم هرشب ، که پنهان میکنی زلفت ... حجابت دلنوازمیشه

توماهی در دلم هرشب ،

که پنهان میکنی زلفت ...

حجابت دلنوازمیشه ،

ازآن نوررخسارت ...

گهی ازدیده پنهانی ،

توپشت ابر خرامانی ...

هویدا میشوی آخر ،

توپشت ابرنمی مانی ...

خراب آبادم .آباد ،

تومیتابی دلم شاد ...

به رخ گیسوفرو ریزمه ،

که عشق آزاد آزاد ...

توماهی در دلم هرشب ،

که پنهان میکنی زلفت ...

حجابت دلنواز میشه ،

ازآن نوررخسارت ...

غ..ر..آ



[ سه شنبه 98/2/31 ] [ 9:41 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

شهاب درآسمانِ ، خاطرم سوخت ... پی یش بغض کلوترکید ، دلم سوخت

شهاب درآسمانِ ،

خاطرم سوخت ...

پی یش بغض کلوترکید ،

دلم سوخت ...

حدیثم آسمان بشنید ،

شد اَبری ...

توعاشق شدی ،

عشق هم. ترا سوخت

تپید قلبم کشید خط زر ،

درآسمانم ...

حریردرآسمان مات شد ،

پیش چشمانم ...

نمی خواهم ازاین پس ،

نا ُامیدی ...

سحرچید دانه دانه خوشه پروین ،

دیدی ؟ ...

چورخت بست اَبر و ،

نوربارید ...

بیادت شد دلم اَبری ،

چشمانم بارید

شهاب درآسمانِ ،

خاطرم سوخت ...

غلام بغض کلوترکاند ،

دلش سوخت ...

غ..ر..آ



[ جمعه 98/2/27 ] [ 11:38 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

میی که ورزمیدهد.روح مرا ، به دست توست ...

میی که ورزمیدهد.روح مرا ،

به دست توست ...

دوای دل شکسته ام ،

به دست توست ...

به باد مده گیسو ،

پریشان مکن مرا ...

که دست التجابم ،

بسوی توست...

ببین چشم بیمارمرا ،

که درانتظارخسته است...

به طعنه بگوساقی ، ؟

که جای تازیانه توست

به وعد گاه کاروان رسید ،

رفیق ...

به شورنغمه گریه کند غلام ،

همانجا خانه ی توست

غ..ر..آ



[ شنبه 98/2/21 ] [ 12:4 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

یک نظر براوکردم ، نقش او بردل نشست .... نقش اوبرسینه و ، مهرش

یک نظر براوکردم ،

نقش او بردل نشست ....

نقش اوبرسینه و ،

مهرش بردل  نشست ....

درمیان دشت دیدم ،

دخترگل را به رقص ....

بادرقصیدن گرفت ،

ازشوق گلهای بهار

آن رُخ زیبای تو ،

سیرت شعروغزل....

نقش شد با قلم ،

برغلام مهرش نشست ....

خانه ی روبه دریا میشود ،

ویران اگر ....

یارنباشد خانه و ،

آن سراب باید شکست ....

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 98/2/18 ] [ 8:33 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

قرارنبود توی این روزگار ، بسوزیم .... قلب مان درد بیاد.درتب ی

قرارنبود توی این روزگار ،

بسوزیم  

قلب مان درد بیاد.درتب یار ،

بسوزیم  

عمریه به جاده چشم دوختم ،

بیاد

سربزارم روی شانه هاش ،

هق هق م دربیاد

هنوزم تو خاطرم هستی و ،

دوست دارم

هرجا که میخواهی باشی ،

بازم دوست دارم

ازغصه خشگید گل گلدان ،

بیا

هرکجا باران شد ،

بیاد شمعدانی بیا

گلِ نارنجمی ،

برگ گل ترنجمی

قلب مان درد آمده ،

جان گل یاس بیا

غ..ر..آ



[ سه شنبه 98/2/17 ] [ 8:32 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دست مهتاب که دیشب ، گل میریخت.... به تن ساقه شبنم گل ، رک حیا

دست مهتاب که دیشب ،

گل میریخت....

به تن ساقه شبنم گل ،

رک حیات میریخت.....

مثل آئینه ی شب ،

بی قراری می کند.....

مثل عاشق تا سحر ،

بی قراری می کند.....

قاصد باد میبرد ،

بوی شب بو را کجا.....

می کشانی نگاهم را ،

تا کجا.....

میکشد پرنگاهم ،

دنبال تو.....

مثل آهومی نهد پای ،

غلام در دام تو.....

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 98/2/12 ] [ 7:36 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

نامه ای از داد بی دادی ، نوشتم .... زآن شکوه دیدم ترا ، ازدل

نامه ای از داد بی دادی ،

نوشتم ....

زآن شکوه دیدم ترا ،

ازدل نوشتم ....

چشم نخفت تا نیمه شب ،

در یاد تو ....

مثنوی میخواندم و ،

بیت ترا نوشتم ....

درسکوت راز پنهان ترا ،

درقلب نهفتم ....

با ترانه عیان کردم و ،

برخلق گفتم ....

هی نظرکردم به عشق خویش ،

گمشده آفتابم چرا ؟ ....

درجنون غرق گشته است ،

این دل بیچاره بیا !....

نیفکند فتنه مرا ،

فتنه گردلم توایی ....

دست هوس آهنین ،

زجا نیفکند مرا ....

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 98/2/12 ] [ 7:33 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

مرا افسون چشمانت ، ز ره بُرد .... کمان ابروی چشمانت ، ز ره بُر

مرا افسون چشمانت ،

ز ره بُرد

کمان ابروی چشمانت ،

ز ره بُرد

مرا راه گریزهست ،

که بگریزم ؟

ازآن باده وجام و ،

لبهایت بگریزم ؟

لبت مست غزل بود و ،

من واین ساغرپر مِی

چنان گشتم افسون و ،

من ومستی این مِی

مرا افسون خود کردی ،

ز ره بُردی

مرا بیمارخودکردی ،

دلم بُردی

دوچشمت میدوزی برچشمم ،

رازمیگویی

مرابیمارخودکردی ،

طبیبا و زچه آنرویی ؟

غ..ر..آ



[ شنبه 98/2/7 ] [ 3:9 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 93
بازدید دیروز: 206
کل بازدیدها: 170324