سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

کنارم نیستی و ، اما ..هنوزخاطراتت هست ... به رویم چشم میبندی ،

 

کنارم نیستی و ، اما

هنوزخاطراتت هست

به رویم چشم میبندی ،

هنوز برق نگاهت هست

 

هنوزم درد میگیره ،

ازاین دلتنگی قلبم

چه کارکردی با دل ،

که رفتی و دق کردم

 

واسم سخت ونفس گیره ،

چرا برنمیگردی

شبیه ابرو بارانم ،

نمیدانی چه کارکردی

 

منم یک کوهی ازقُصه ،

کسی ازاو نمپرسه

میشم دلتنگ ومات ،

مثل باران رو شیشه

 

خودت نیستی اینجا و ،

نگاهت جا مانده

توگفتی منتظرباشم ،

مثل کوه یک سخره

 

چه کارکردی ای عشق ،

غلام گِشته وابسته

میان خاطراتش ذلف ،

به ذلف اوبسته

غ..ر..آ 



[ جمعه 95/11/29 ] [ 7:39 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

من غرق درتو بودم و ، بازدل هوایی توشد ... دلخوش به این رویایم و

من غرق درتو بودم و ، بازدل هوایی توشد

دلخوش به این رویایم و دل باز ، صید توشد

 

من غرق این رویایم و، هرشب که دربسترم

درخلوت تنهاایم ، دل بازتن ناز توشد

آیا باورمیکنی ، رویای شبهای مرا ؟

وقتی که درگیرتوام  رازم ، نهان می کنی

 

با قلب من یکی بشو ، ازفاصله دوربکن

میخواهم آغوشت کشم ، دردم و تسگین کنی

 

چشم تو میبیند مرا هستم غلام درگه هد ؟

دنیا نمی خواهم ولی ، دست وازدستم نگیر

 

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 95/11/27 ] [ 10:22 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

بهمن سرد

بهمن سرد

باز تب سردی به سراغم آمد و در من هویدا شد

مرحمی نیست مرا

دراین بهمن سرد

این دلتنگیم ازنبود توست

دلتنگ آن نگاهت

دلتنگ آن مراقبت هایت

که بازسراغم رابگیری

یا اینکه به خانه ام بیایی

دلتنگم مادر

دلتنگ که برایم شعربخوانی و در آغوشم بگیری

آه مادر، سرد میشود هوا وقتی که نیستی

سرد میشود این روزها که میدانم دیگر ندارمت

آه مادر، مادر، مادر

میخواهم مزارت رادرآغوش بگیرم

اجازه میدهی آیا ؟

فرزند همیشه عاشقت !

غ..ر..آ



[ سه شنبه 95/11/19 ] [ 4:28 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

کجایی که ازگیسوی بلندت ، .. حکایت کنم ..تاعاشقان صلا زنند که با

 

کجایی که ازگیسوی بلندت ،

حکایت کنم

تاعاشقان صلا زنند که بازشود ،

 گره اززلفت...

ای شهرزاد قصه گو ،

 درنگاه توکه مینگرم

چه شیرین ازلبانت وام گرفته اند

ای شیرین ترازشهدعسل

پروانه ها با تردید ،

به ساقه ات می پیچند

لبهایت ازکه آموخته ؟

این رفتارنرم را

که درحریراندیشه ام انداخت

که دربسترخیالم ،

برزُمردین تخت تگیه زنم

ولشکرغم رابانگاهت براندازم

راستی کدامین روزبود !

دخترآفتاب گیسوان تورا بافت

ویا زهره افسونگر،

در دل شب...

سورمه درچشمانت ریخت

رویت به روی گل میماند و

دندانهایت دُرنشان

ازکدام قبیله ایی تو ؟

که درقصرخیالم ، رویایی ؟

که ازعطر گل نور

به آهنگ نسیم می تازی

تامرداب ها را ،

برآشوبی

وبا نغمه پرندگان

آوازگویر ما گردی

وقامت تورا ، غلام ،

درغزلهای جهان تفسیرکند.

غ..ر..آ



[ یکشنبه 95/11/17 ] [ 10:44 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

پریشان حالم و ، بی تو خرابم ... نباشی بی تو ، درعذابم

پریشان حالم و ،

بی تو خرابم

نباشی بی تو ،

درعذابم

 ………..

یه لحضه بی تو ،

آرامش ندارم

نفسهایم عذاب و ،

بی تو زارم

………..

نگاهت عاشقم کرد ،

عاشقی دیوانگی نیست

تصورکن درآِینه تصویرنباشه ،

زندگی نیست

……….

یجورایی اوج پرستش را ،

با لبخندد شناختم

من از قلب غلام زیباترین بت ،

درتو ساخت

………

بریدم ازهمه دنیا یه وقتایی ،

من آن ناخدا را درتودیدم

درون نورمهتاب وظلمت ،

من آن زیبا بت. رعنا دیدم

 

غ..ر..آ



[ شنبه 95/11/16 ] [ 9:29 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

رفتن آن یاران مگر ، وفا نداشتن .... رفتن ومارا ، چرا تنها. گذاشت

 

رفتن آن یاران مگر ، وفا نداشتن

رفتن ومارا ، چرا تنها. گذاشتن ؟

 

راهی جزاین گریزبرما نماند

درد این عاشقی ، درسینه ماند

 

رفتن ازاین وادی ، کجا !

ماندایم جا دراین شهر جنون

 

شسته ایم با اشک دیده ، لب را

ماندایم باسوزآه ، دردشت خون

 

چشم ماگریان واوباچشم روشن میگرخت

اوازاین خند دنیا ، بگذشت وگریخت

 

ازملامتها بی وجدان دنیا خسته ایم

بهرچند دانه ایی گنج قفس ، پربسته ایم

 

میشود روحش مشوش ، غلام زین روزگار

لایق لیلی نبودم. جاماندم ، زین کار زار

 

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 95/11/14 ] [ 1:35 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

بازهم چشمم به سویی ، خیزشد .... قلب درگیرو ، پایم زمین گیرشد

بازهم چشمم به سویی ، خیزشد

قلب درگیرو ، پایم زمین گیرشد

 

این نبرد برماچیره گشته و ، اما !

چشمه ی چشم از ، اوسیراب نشد

 

آه به ناز ، می دوزم ، چشم به او

چهره میپوشد ، داند. چه میجویم زاو

 

بوسه میخواهم ازشراب لبش

اومرادیوانه میخواند و ، بی آبرو

 

فکریک لذت جاویدم ازاو

خویش رابه سوزانم درتشویش او

 

مست ، نازش میخرم می خوانمش

بگذرد ازاین غلامِ ، عاشق بی آبرو

 

غ..ر..آ



[ سه شنبه 95/11/12 ] [ 10:18 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

ببین حال که بیمارم ، کجاست خانه ی دلبر .... مگردان رو ازما ،

ببین حال که بیمارم ، کجاست خانه ی دلبر   

مگردان رو ازما ، بیا پا ی دلم. دلبر       

 

یجورا بیکسم اما هوای ، تودارم     

شدم بازیگراما ، نقش نیست جانم        

 

میان اینهمه نقشه ، فقط نقش تورا دارم   

میان قاب این سینه فقط عکس تورا دارم

 

یجورایی خدا آخر ، ما را هم می بخشه            

مکن بازیگری با دل ، مکش اینهمه نقشه     

 

غلام داره گرا میده ، که باورکنی هستم             

بگیر دستم ویا را ، ازاین تنهایی خستم

 

تواین شبهای سردرکم ، مکن بی روزنه مارا

یجوری دلبری کردی ، بیا و بگزارازما

 

غ..ر..آ



[ یکشنبه 95/11/10 ] [ 10:28 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

غنچه تا لب بگشود ، روی گل پیداشد .... دُرلبهای قشنگش ، خنده ای ز

غنچه تا لب بگشود ، روی گل پیداشد

دُرلبهای قشنگش ، خنده ای زیبا شد

 

چشم من آئینه و ، چشم تودرآن معنا شد

چشم توصاعقه ای زد ، دل من شیدا شد

 

نگه ات کردم و ، احوالت پرسیدم

نگه ام کردی واسراردلم رسوا شد

 

شعله ی چشم توچون صاعقه بردل میزد

مرغ دل درقفسم ، سوی شما پرمی زد

 

دل به امید ببستم ، که چه روزآیی !

نا امیدی که کفراست ، توکی می آ یی ؟

 

کی دراین کهنه قفس ، بازدلم پرگیرد ؟

روح این غمزده پیر ، دگرجان گیرد   

 

من غلامم ، زسرشورتو دراین قفسم

تاکه بازآیی ومن دمی مجددگیرم

 

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 95/11/7 ] [ 4:9 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

گریه کن ای دل تنگم ، برجفای دل ما ....که به جا ماند رفیق ازتوآن

گریه کن ای دل تنگم ، برجفای دل ما

که به جا ماند رفیق ازتوآن عهد و وفا

 

من به باغ بودم و دلتنگی داشتم

دلبرآمد و من ، به کجا کشتم

 

برکاسبرگ گل ریخت ، اشک وقت وداع  

از ازل دوخته بودن ، به تنت نور سماٌ

 

ما که دلتنگ تو وتشنه ی ، آوای شما

میکشیم حسرت و ، گیریم دراین نغمه سرا

 

نرویم روبه قفا ، سوی شما مینگریم

عاشق وآشفته حالیم ، به خدا مینگریم

 

گر فتاده به زمین این غلام ، لطف اوست

لب مان ذگردعا و ، سوی سما مینگریم

 

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 95/11/7 ] [ 10:44 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 18
بازدید دیروز: 16
کل بازدیدها: 51689