سفارش تبلیغ
صبا ویژن

درون دیده دیدایی ، چوقطره قطره آب شدم ... چوسایه ی سرکشم ، اسی

درون دیده دیدایی ،

چوقطره قطره آب شدم

چوسایه ی سرکشم ،

اسیرآفتاب شدم

نگاه کن ،

مرا کجا میبری ؟

درآسمان من ،

پرازشهاب میشوی

مرا ببرای دلنواز ،

شراربجانم زدی

ستاره چین برکه ام ،

مهتاب ماهی? دلم

غلام دگررها مکن ،

ای نوربرکه ی حریر...

لبالب ازشراب ناب...،

مرا به لای لای دگر ،

بخواب نکن

غ..ر..آ



[ سه شنبه 97/11/30 ] [ 2:26 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

چشمم از دوریت ، خشگیده شد ... آسمان جای من ، اشکبار شد

چشمم از دوریت ،

خشگیده شد

آسمان جای من ،

اشکبار شد

سالها دور.اماهنوز،

درقلبم زندایی

آسمان برحالم امروز ،

گریان شد

چهرات خندان میشد ،

ازدیدنم

خون به رکهایم ازآن خنده ،

شریان میشد

سالها دورم ای مظهر ،

پاکی و خُلق وخو

خلق وخویت جاریست ،

در رکهای غلام مادرم  

غ..ر..آ




[ شنبه 97/11/27 ] [ 7:7 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

هنوزم روسری تو ، با رنگها دوست دارم

هنوزم روسری تو ،

با رنگها دوست دارم

سپیدی رنگ موهات و ،

به زیر روسری دوست دارم

هنوزم چشم غزل خوانت را ،

باهمه خستگی هایش دوست دارم

هنوزم آن حفاف ورازچشما تو ،

به زیرچین موهات دوست دارم

زبانت نرم وشیرین باحفاف است ،

چقدرگرمی حرفهایت را دوست دارم

غلام عاصی میشد گاه گاهی اما.. ،

چقدرصبرزهرایت را دوست دارم

غ..ر..آ



[ شنبه 97/11/27 ] [ 6:37 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

سحرآمد وهادی ، گمگشته شد

سحرآمد وهادی ،

گمگشته شد

که در ظلمت شب ،

محراب شد

چون چراغ رهنوردان ،

درشب ظلمانی

نورچشمانم به ره ،

رقصان شد

آن گه ازگنبد ،

مینای عشق

شب فرورخت و ،

کبودی روشن شد

دل چو افسونِ آن ،

تصویرشد

رنگ خونگیردماوند ،

تیغ? ی شیرشد

همچوخورشید پَرگرفت ،

از روی نیلگون خزر

خون به رکهای غلام ،

بیشه ی شیرشد

غ..ر..آ



[ شنبه 97/11/20 ] [ 9:28 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

صدگره دیدم که بستن به سرِ ، زلف پریشان تو .... میدرخشید یاقوت ل

صدگره دیدم که بستن به سرِ ،

زلف پریشان تو

میدرخشید یاقوت لابلای ،

گیسوی پرشان تو

سحرآمد وگیسوزما ،

پنهان کردی

به طرب خوانی بلبل بحریری ،

پنهان کردی

ازپشت آن شیشه که پیدا بود ،

دل طوفان زده ام

وندرین آینه عاشق ،

رسوا کردی

نتوان پنهان کنم ،

تاب وتب اینهمه عشق

شب گُوه است که مرا همره زهره ،

عریان کردی

به سعادت بدمد صبح امید ،

میدانم

همه غم های غلام را ،

به عشق آسان کردی

آید آن صبح اُمید ،

دوست نوید است ترا

که شهنشه از ره بیاید و ،

آزاد گردیم

غ..ر..آ



[ شنبه 97/11/13 ] [ 7:6 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

به دورتو میگردم دراین بوستان ، ای گل. ازتو زیباترنیست

به دورتو میگردم دراین بوستان ،

ای گل. ازتو زیباترنیست

مرا مست میکند عطرگیسویت ،

از این عطرگیراترنیست

تومغروری مثل البرز ،

به چالوس می نازی

توجادومیکنی باخندهایت ،

که صد ضرب المثل دارد وهم حکایت

بخواب کابوس دیدم ،

که رفتی

غلام مجنون شده ،

برنکشتی

نفس هستی بیا ،

دم بده با نفسهات

کسم هستی بیا ،

دلواپسم باش

غ..ر..آ



[ دوشنبه 97/11/8 ] [ 4:34 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

باورش تلخه که ما ، مسافریم ... باهمه عاشقی ، باید بریم

باورش تلخه که ما ،

مسافریم

باهمه عاشقی ،

باید بریم

سادگی کردی عبورکردی ،

زمن

باورت هست ازاین باغ ،

باید بریم

توکه درقلبم ،

همیشگی شدی

توبرام همه ی ،

زندگی شدی

دوست نداری بری ،

خوب میدونم

واسه دل سخت اینو،

هم میدونم

کوچه بن بست مان ،

از آینه است

پس چرابین من تو ،

فاصله است ؟

باورت میشه غلام ،

دیوانتِه ؟

توی این دنیای بن بست ،

همسایتِه

غ..ر..آ



[ یکشنبه 97/11/7 ] [ 8:25 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

میسوزم درشرار تو ، وه چه شیرین است

میسوزم درشرار تو ،

وه چه شیرین است

میگریم درخیال تو ،

وچه شیرین است

خوشم که وصل توام ،

بهشت اینجاست

درعشق بی زوال تو ،

بهشت پیداست

چه گویمت که جزاین عشق ،

مرا دیگری نیست

نگسستم زکمان تو ،

مرا خیال دیگری نیست

ازکمان توجست شرار ،

بجان غلام !

درفریاد های غزلم ،

بجزتوکس نیست

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 97/11/4 ] [ 8:9 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

تواگرباز کنی ، پنچره را .. خواهم آمد. کنارزن ، حریرپنچره را

تواگرباز کنی ،

پنچره را  

خواهم آمد. کنارزن ،

حریرپنچره را

پلکی های سرمازده ،

سحرم  

ای همه امید بپذیر ،

عشق مرا

منکه محتاج توام ،

درهمه وقت

به غزل خوانی باغ ،

بلبل را بپذیر

منکه محتاج ،

به گرمای توام

ای توعیسی نفسی ،

غلام را بپذیر

غ..ر..آ



[ دوشنبه 97/11/1 ] [ 11:59 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 108
بازدید دیروز: 206
کل بازدیدها: 170339