سفارش تبلیغ
صبا ویژن

زلف مشکینت مرا ، بشوق وشورآورده است ... در شب تیره ام ، در

زلف مشکینت مرا ،

بشوق وشورآورده است ...

 

در شب تیره ام ،

دریای نورآورده است ...

 

لبخند ترا ،

عطرنفسهایش کردم ...

 

آن پوشیه وپرده بکشا ،

زیبایت شورآورده است ...

 

عطرپیراهنت را شفا ،

برای کورآورده است ...

 

مثل سرو زیبای ارم ،

سرپیش پایت خم گنم ...

 

این غرورازکجا آوردای ،

برتنم اینگونه تب آورده است ...

 

سبزو رویایی ترا ،

درباغ دیدم آفرین ...

 

آن حضورت ازتبار غنچه ،

لبخند آورده است ...

 

غ..ر..آ



[ سه شنبه 99/4/31 ] [ 9:36 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

بردلت باید بیفتد ، حریم عاشقی ... تاندانی کسیت معشوق ، فای

بردلت باید بیفتد ،

حریم عاشقی ...

 

تاندانی کسیت معشوق ،

فاید ندارد عاشقی ...

 

اینقدر بالا پریدن ،

چرا ؟ ...

 

کورهم میفهمد ،

حال روز عاشقی ...

 

گرکه تجدید گردانی ،

دراندیشه ات ...

 

جفت وجورمیکند دل ،

راه رسم عاشقی ...

 

کم کن اندکی ازخود ،

رنگ و ریا ...

 

تا بچشم دل بینی ،

معشوق را باعشقی ...

 

عاشقان را همتی ،

والا به بالا میبرد ...

 

جمع جورش میکند دل ،

سوز وساز عاشقی ...

 

غ..ر..آ



[ جمعه 99/4/20 ] [ 8:52 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

بی تو میمیرد دلم ، تا بحال جویائ احوالم شدی ؟... بی فا آیا

بی تو میمیرد دلم ،

تا بحال جویائ احوالم شدی ؟...

 

بی فا آیا توهم ،

مثل من عاشق شدی ؟...

 

قصه ها سرمیشود ،

اما نه بی توگلم ...

 

میشود احیا کنی حال مرا ؟،

آخرای زیبای من رویا شدی !...

 

شک نکن سخت درگیرتوام ،

درتمام فالهایم توپیدا شدی !...

 

بی توآخرمیکند ،

دق این دلم ...

 

مرحمت کن روشنئ ،

پستوی اقبالم شوی ...

 

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 99/4/11 ] [ 11:4 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

مست بودم و ، دیوانه شدم ! ... تا خبر.از ذوقِ ، پروانه شدم

مست بودم و ،

دیوانه شدم ! ...

 

تا خبر.از ذوقِ ،

پروانه شدم ...

 

عشقی.شمع وجودم را ،

آب کرد ...

 

بازمست مِی ،

جام خرابات شدم ...

 

 

سرکشیدم جام مِی را ،

توبه بشکستم و آزاد شدم ...

 

غ..ر..آ



[ دوشنبه 99/4/9 ] [ 3:19 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

من تمنا میکنم کوی ترا ، وندراین وادی چرا گم شدم ؟ ...

من تمنا میکنم کوی ترا ،

وندراین وادی چرا گم شدم ؟ ...

 

آرزو دارم ببینم چشم مستترا ،

وندراین وادی چرا گم شدم ؟...

 

دست من از دامنت کوتامکن ،

هرچند که گم کشته ام ...

 

مژده دیدار کی میدهی ،

من در نگاهت غرق شوم ! ...

 

جرعه ای ازشهد مینایی بده ،

لب تشنه ی لب تشنه ام ...

 

مهلتی ده برجمالت واکنم ،

مژگان و غرقت شوم ...

غ..ر..آ



[ شنبه 99/4/7 ] [ 8:56 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

وقتی ازکوچه باغ رد میشوی ، ای همه رویای من ... آن صنوبرهای

وقتی ازکوچه باغ رد میشوی ،

ای همه رویای من ...

 

آن صنوبرهای باغ ،

سرخم می کنندپیش پای تو ...

 

ابریشم قیمت نداره ،

پیش آن موهای تو ...

 

تا قیامت. خواهم آمد ،

این غلام دنبال تو ...

 

میزنم بوسه به پیشانی و ،

میکشم شانه موهای تو ...

غ..ر..آ

 



[ جمعه 99/4/6 ] [ 10:13 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 106
بازدید دیروز: 206
کل بازدیدها: 170337