سفارش تبلیغ
صبا

نگاه کن درون دیدام ، اسیرچشمانت شدم

نگاه کن درون دیدام ،

اسیرچشمانت شدم

شراربجانم افتاد و ،

بیگانه باهمگان شدم

تمام آسمان مرا ،

به شورمیکشید

به جشن شهاب بارانَ ،

شب سور میکشد

چهره برمتاب ،

رخ زما مگیر

که شعاع توروشن کرد ،

دل مارا

به پرده کیتی ،

دیدم همه جا

هم بهار و ،

خزانت  را

به شوق توپرزد ،

دل سرکشم

نتوان بست رخ ،

زرخسارتان

دلم رابا ناز وکرشمه ،

کشاندی به دهر

که معجز نقشت  ،

ببیند غلام

دوزلف رها ،

بردوش فشاندی چرا؟

که چشمانم زرَشِک ،

بگریانی !

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 97/6/14 ] [ 7:59 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دوبازو باز کرد ماه و.حلاش گمان و ، دل ما میبرد ماه تاب

دوبازو باز کرد ماه و.حلاش گمان و ،

دل ما میبرد ماه تاب

زدم تکیه برسنگی نگاهم سوی محراب و ،

عجب عشقی دارد این ماه تاب

خزید ابری وگیسویش پریشان کرد ،

زچشمم پنهان کرد ماه تاب

دلم گرمیگرفت و مثل اسپند ،

ناله میکرد درابر و دود

پرنده برسرساقه بنشست و ،

فریاد میزد ماه تاب ماه تاب

غلام قوس وقزح را درمحراب دید ،

میان تاق محراب دید ماه تاب ماه تاب

غ..ر..آ



[ یکشنبه 97/6/11 ] [ 10:52 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیدام در ره تو ، نشانی دارد

دیدام در ره تو ،

نشانی دارد

بین رازها. مه ،

مهتابی دارد

دشت تف کرده دل ،

نم نم باران چرا؟

ظلمت شب بشکست مه ،

ناز فروان دارد

عهدکردم که درآغوش کشم ،

اما چرا؟

این فتانه عجب ،

فتنه فروان دارد

می گُشد برق نگاهش مرا ،

درخم راه

آه درآن خلوت جادوی فانوس ،

نشانی دارد

دل سپرد به این آتش عشق ،

غلام

رسم افسونگری مکتب او ،

نشانی دارد

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 97/6/7 ] [ 8:52 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

عشقتان مثل خزان نیست ، که از دل برود

عشقتان مثل خزان نیست ،

که از دل برود

تیرابروی کمان تو هدف خورد و ،

نرود

رخ تو شاخ وبرگش ،

سبز و نمگین

فکردل کندن از این ،

نمگین سبز نرود

بلبل ناب نفسهای غلام ،

شاد بخوان

که از این سینه تب عشق شماها ،

نرود

غ..ر..آ



[ دوشنبه 97/6/5 ] [ 12:4 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

توکشاندی به صحرا ، مرا که به عطرخوش تو ، شدام مبتلا

توکشاندی به صحرا ،

مرا

که به عطرخوش تو ،

شدام مبتلا

به تو دل دادم وغیرتومرا ،

یاری نیست

توعجب گلی که درتو ،

خاری نیست

ز ره آخررسیدی با رمز ،

باران بهار

جلوه رنگین کمانت ،

دلبری های بهار

چه بگویم بهترین محرم و ،

اسرار دلم

همه جاهمدم و رازدار و ،

خطا پوش غلام

بسته ام دل همه جا پرتوی ،

خورشید جهان

ایکه افسونگر و دل میبری ،

درجهان

گل نیلوفر این برگه ی ،

امید توای

همه جا هستی و مستئ ،

غزلها توای

غ..ر..آ

 



[ جمعه 97/6/2 ] [ 3:0 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 25
بازدید دیروز: 20
کل بازدیدها: 74040