سفارش تبلیغ
صبا ویژن

با هرتبشی قلبم ، نام ترا می گوید ... با هرنفسی ، عشق ترا می ج

با هرتبشی قلبم ،

نام ترا می گوید ...

با هرنفسی ،

عشق ترا می جوید ...

پُرخاطره کردی ،

خلوت شبهای مرا ...

احساس من از غزل توای ،

که عاشق کردی مرا ...

سوزد مرا این شرر ،

حاصل عشق است ...

این جلوه تو.سراب نیست ،

سرچشمه عشق است ...

نشکن دل شیشه ام ،

شیشه عمرم ...

شانه بده سربنهم ،

عشوه کنم ای همه عمرم ...

غ..ر..آ



[ سه شنبه 98/5/29 ] [ 4:43 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

عطربکربوته های و ، مستی آهوان ... ساقه های سبز و ، سرخی گلها

عطربکربوته های و ،

مستی آهوان ...

ساقه های سبز و ،

سرخی گلها عیان ...

معبر گلگشت ها ،

رد پای عاشقان ...

رود جاری پُرزابریشم های سبز ،

همچو زلف یار در باد کرده طغیان ...

انعکاس مهتاب و ،

رقص بید ...

جان به مرداب داد و ،

وازخوابش پرید ...

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 98/5/24 ] [ 9:31 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

گه با جادوی عشق ، ره زنَ قلبم شد .... گه بانگاه افسونگرش ، ا

گه با جادوی عشق ،

ره زنَ قلبم شد ....

گه بانگاه افسونگرش ،

از حصار بیرون شد

گه مهتاب میشود دیده میدوزد ،

حالم پریشان میکند ....

ناله های بی صدایم را ،

ازحصاربیرون میکند ....

پیش آن. قاضی عشق ،

هرشب شکایت میکند ....

آنچه می جُست به راز ، 

عشقِ منِ دیوانه بود ....

قصه ی سودابه و ،

افسانه ی رستم نبود ....

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 98/5/17 ] [ 6:12 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

روزی نیست که چشمم ، ترانه ات نخواند .... دیریست طفلک دل ، که

روزی نیست که چشمم ،

ترانه ات نخواند ....

دیریست طفلک دل ،

که بی تو غزل نخواند ....

بلبل بی عشق تو ،

در دشت دگرنخواند ....

ای زاهد ظاهر ساز ،

میخانه کس نماند ....

طوفان شود سینه ام ،

ستاره در آسمان بی تو نماند ....

حتی تمام کوه ها ،

بی اِذن تو نماند ....

ماهی به دریا ی ژرف ،

بی عشق تو نماند ....

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 98/5/10 ] [ 9:35 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دشت تف کرده دل ، نم نم باران می خواهد .... سر به روی شانه ام ب

دشت تف کرده دل ،

نم نم باران می خواهد ....

سر به روی شانه ام بگذار ،

چشم.ریزش باران می خواهد ....

چون سواری در رهی ،

زیر پایت نم نم باران می خواهد ....

به تو مهربستم ،

نه به کس ....

چتری ازمهر تو دیدم ؟ ،

که باران می خواهم ....

برق نگاه ترا ،

چگونه توصیف کنم ؟ ....

شبیه تونیست کس ،

من به چه توصیف کنم ....

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 98/5/9 ] [ 7:7 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

برسر راهی نشستم ، آسمانش تیره بود .... آن ریا کار دقل دیدم ،

برسر راهی نشستم ،

آسمانش تیره بود ....

آن ریا کار دقل دیدم ،

راهی میخانه بود ....

رفت وبرکرسی نشت و ،

درسخن جلنانه بود ....

فتنه کرد وفتنه اش ،

برجان نشست ....

عاقبت باقصه اش ،

قلبم ربود ....

اورها کرد موی در باد و ،

عطرش برمن نشست ....

زخمه برتار میزد و ،

آن نغمه اش دل را ربود ....

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 98/5/2 ] [ 5:16 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 113
بازدید دیروز: 206
کل بازدیدها: 170344