سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

مراسرمست و ، شوریده کردی ... گذربر کلبه? ، ویران نکردی

مراسرمست و ،

شوریده کردی

گذربر کلبه? ،

ویران نکردی

خودت مستی وما را ،

دیوانه داری

گذرکن برکلبه? دل ،

حبیب. بیمارداری

پریشان حالم همچون ،

زلف یارم

پریش و مست ،

درِمیخانه زارم

شدم انگشت نشان و ،

شهره شهر

تومی دانی زشیدایی ،

دادگر

نگرانم نکنه ،

که نگاهم نکنی

نگرانم که می? ناب ،

به جامم نکنی

کشتی دل به کل نشسته ،

ناخدا بیا

به کمان روی چشمت ،

دلباخته ام بیا

من شیدا ازآنرو ،

به تودل داد ام

چو غلام به پایت ،

افتاده ام

 

 

 

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 96/7/26 ] [ 9:16 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

مرا افسون چشمانت ، کردی و رفتی ... خبرازحال ما داری و ، رفتی ؟

مرا افسون چشمانت ،

کردی و رفتی

خبرازحال ما داری و ،

رفتی ؟

بجز چشم افسونگرت ،

جانا

مرا در باده افکندی و ،

رفتی

نمی خواهم بگریزم ،

من آخرعاشقت هستم

نمی خواهم آغوشی ،

عزیزم عاشقت هستم

نمی ترسم ز رسوایی ،

برایم نامه ای بنویس

اگر رفتم سفر جانا ،

توبرسنگ مزار بنویس

نمی ارزد به بی مهری ،

فدای لحظه هایت شم

بیا شاد کن. این عاشق  ،

فدای گفتمانت شم

بیا بگزاربه این ساغر ،

لب شیرین شکر جانا

توخود دانی که مست و ،

خراب توام جانا

من افسون چشماتم ،

قدم برچشم ما بگزار

غلام بیمار ومیسوزد ،

قدم بر این. سرا بگزار

غ..ر..آ



[ دوشنبه 96/7/24 ] [ 3:41 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

به امید تومن ، خوش کردام دل .... که پیک آشنا آید ، به منزل

به امید تومن ،

خوش کردام دل

که پیک آشنا آید ،

به منزل

 

نگاهش فتنه ساز ،

دلم شه

همآهنگ با دلم ،

هم صدای شه

 

سحرگاهان که دل ،

دامن کشان بود

دل گم کرد ره ،

او را نشان بود

 

کجا دل درقفایش ،

شادمان است ؟

دل عاشق با او ،

در امان  است

 

به جزعشق کس از او ،

چیزی ندید

به هرکوهی نظرافکند و ،

اوراغلام دید

 

به هربیشه سرودم ،

نغمه ازعشق

زمین وآسمان را ،

بهرنعمت آفرید

 

 

غ..ر..آ



[ شنبه 96/7/15 ] [ 8:50 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

بیا ای صیاد دلها بیابگشای ، قفس را ... کشیده به زندانم هوس ، ن

بیا ای صیاد دلها بیابگشای ،

قفس را

کشیده به زندانم هوس ،

نفس را

 

دلم میخواهد ،

پرگشایم

به پای خانه ی ،

دلبرگشایم

 

به لب بابوسه ی ،

شیرنش از دور

تنم با یاد عشقت ،

میسوخت

 

تو میدانی حال ،

شورید ام را

که دلتنگ توبود و ،

سینه میسوخت

 

شبانگاهان بیا مه ،

جان بگیرم

به تن عطرنفسهای ،

جانان بگیرم

 

هزاران بوسه بخشم ،

به مهتاب

حدیث عشق ازآن ،

جانان بخوانم

 

غلام را شاعری ،

هست بهانه

 حدیث ازمستی ،

دلبربخوانم

 

 

غ..ر..آ



[ جمعه 96/7/14 ] [ 8:47 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

عطرگیسویت خانه را ، پُرمیکند ..... درشبستانش مرا ، عاشق میکند

 

عطرگیسویت خانه را ،

پُرمیکند

درشبستانش مرا ،

عاشق میکند

 

مینوشم ازآن جام  ،

لب راغزل خوان میکند

چشم شهلا یش مرا زار و ،

پریشان میکند

 

طاهر عریانم وعاریست ،

خانه ام ازعطر تو

گر قدم برچشم مابگذارد ،

عطرباران میکند

 

آن دوبیتی های دفترشعرم ،

ازبوی تو

خاطرات کهنه را باعطرتو ،

نوی میکند

 

ناکهان میپیچد آن عطرو ،

غلام شیدا میشود

چندنفراشتر قطارند ،

رفتنت ما را رسوامیکند

 

 

غ..ر..آ



[ یکشنبه 96/7/2 ] [ 1:56 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 34
بازدید دیروز: 32
کل بازدیدها: 70633