سفارش تبلیغ
صبا

بازیاد ایام شد ومن ، درخم کوچه ... ازشوق دیدارتودلبر ، نشستم س

 بازیاد ایام شد ومن ،

درخم کوچه

ازشوق دیدارتودلبر ،

نشستم سرکوچه

ساقی نیامد ،

که ازجام وجودش

دیوانه ومست گردم ،

سرکوچه

دل یاد توکرد وبه هر ،

رهگذراین گفت

هرگزنرود خاطرآنشب ،

سرکوچه

بازعطرتوپیچید و ،

غلام یاد ایام

دل پرگشود و نشستم ،

سرکوچه

دل یاد توبود و آن ،

چشم سیاهت

هرگزنرود خاطر ایام و ،

یادش سرکوچه

غ..ر..آ



[ دوشنبه 97/7/9 ] [ 1:29 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

میشکنی قلبم و ، کارت دلبرگشی تاتهش پایم وآخرمرا ، می گشی ا

میشکنی قلبم و ،

کارت دلبرگشی

تاتهش پایم وآخرمرا ،

می گشی

اومرا تنها نمیزاره ،

اما چرا دلبرگشی ؟

بس بیا کوتا بیا جانانم ،

چراعاشق گشی

یک گمی بادلم باش ،

دیوانه تم

هرجوری ردم کنی ،

بازم درخانه تم

هیچکسی مثل غلام ،

نمی خواد.عزیزم

پای تو وسط باشه ،

همیشه عاشقم

دارو ندارم تو و ،

همیشه کنارتو و

دل ازت نمی کنم ،

یار دلبرگشم

غ..ر..آ



[ یکشنبه 97/7/8 ] [ 1:56 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

پُرازحرفه نگاهت ، درسکوت شب

پُرازحرفه نگاهت ،

 درسکوت شب

نه رمل و نه اسطرلاب ،

پُراز رازی درشب

حضورت در وجودم ،

مرا زنجیرکرد

سکوت پُرهیاهویت مرا ،

غافل گیرکرد

توبانقش وجلاهستی ،

چه در روز و چه درشب

فقط میشه بزاری روی قلبم ،

دست

تودنیای غلام هستی ،

توماهتاب وماه هستی

توقاب پنجره بنگر ،

مرا درخود پیدا کن

نشان شیدایی دل را ،

درونِ زخمم پیدا کن

زمانه رنگ عوض کرده ،

زمینش پُرزنیرنگ است

کجایدصدق وصادقها ،

که صادقها زخم خورداست

غ..ر..آ



[ جمعه 97/7/6 ] [ 3:3 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 22
بازدید دیروز: 20
کل بازدیدها: 74037