(ازپس آن پرده در آ)
از پس این غیبت در آ ، ای گل خوش بوی ما
عشق تومی گشد مرا ، یوسف گم کشته چرا ؟
پرده کنارنمی زنی ، زخم زبان مرهم نهی
من چه کنم عاشقم ، همیشه درانتظار .
گرنفس شما دمد ، زنده شود این جهان
یوسف گم کشته ی من ، گریه نمی دهد امان
ای گل بستان نبی ، ازپس آن پرده درآ
مست نیازتوشدیم میکده بی تو خالی است
آینه ضمیر دل ، تورا گرفته است نشان
ای تو همیشه درمیان ، پرده کنار زن وبیا
[ یادداشت ثابت - یکشنبه 93/10/29 ] [ 8:26 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]