سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی

غم اسیرگشته چرا در دلم ..چشم بیمار، مرا آزورد است من در روی

غم اسیرگشته چرا در دلم

چشم بیمار، مرا آزورد است

 

من در رویا ، که را کم کردام

این چنین فال وحالم بسته است

 

گرچه یارش بودم و ، درد سر

حس دلتنگی هایم ، بیشتر است

 

اولین باری که خورشید کردغروب

درخیالم روز وشب غصه سرمیکند

 

بعدازآن فصل بهارعاشقی

سردی عشق را که باورمیکند ؟

 

قصه تقدیراست ، یا دلبری ؟

حس من عشق را باورمیکند

 

دست تقدیرازحکمتش دیدم بسی

کی دروغ عشق ، باورمیکند

 

این جفا وبی وفای را فقط

کافربی دین باور می کند

 

عهد شکستم  بارها اما ولی !

توبه بشکست ام را ، باورمیکند

 

عشق را عمریست این غلام

روز وشب درخیالش سرمیکند

 

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 95/5/13 ] [ 10:40 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 101
بازدید دیروز: 206
کل بازدیدها: 170332