سفارش تبلیغ
صبا ویژن

چودرآئینه آب نگه کردم و ، سوخت سینه ام ... نگهی گمشده درآب دید

چودرآئینه آب نگه کردم و ،

سوخت سینه ام ...

نگهی گمشده درآب دیدم و ،

گرید. دیدام ...

پیکری ملتهب و ،

مشکی سوراخ ...

بازوانی که فتاده و ،

رنگین شده آب ...

عطش و تابش خورشید و ،

نهرفرات ...

اشک چشمی که فروریخت زغم ،

روی مشک آب ...

غ..ر..آ

 



[ پنج شنبه 98/6/14 ] [ 5:51 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 5
بازدید دیروز: 79
کل بازدیدها: 164581