سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

نام من عشق است و ، کارم عاشقی ... صدها فتنه برپاکرد ، این عاش

نام من عشق است و ،

کارم عاشقی ...

صدها فتنه برپاکرد ،

این عاشقی ...

نیمه های شب ،

شاهد بود ماه نقره ای ...

جلو گاه هم بود ،

زآن شبهای عاشقی ...

اندرونهِ کعبه دل ،

جا خوش کردبود ...

آه سری در میخانه ها داشت ،

این عاشقی ...

غم چرا ؟ ،

ترس ونا امیدی نبود ...

اندرونه سینه ام ،

جا خوش کردعاشقی ...

عاشقی دیدم ،

دست در دامان عشق ...

دیده را از اشک ،

دریا کرد بود ...

حیله ها کرد و ،

شررافروزی ...

باچنین وصفی ،

خطرها کرد بود ...

درخورخودهرعاشق ،

تقلا می کند ...

این چه غوغایست که عشق ،

برپا کرد بود ...

غ..ر..آ



[ شنبه 98/10/7 ] [ 4:50 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 50
بازدید دیروز: 138
کل بازدیدها: 133954