سفارش تبلیغ
صبا ویژن

تب طولانی می خواهم ، که احساسش برانگیزم ... نگاه نافذش را ، ب

 

تب طولانی می خواهم ،

که احساسش برانگیزم ...

نگاه نافذش را ،

به یک بوسه برانگیزم ...

چه دلگیرم ازاین ،

بن بست بی راهه ...

دلم احساس می خواهد ،

که عشق را دربغل گیرم ...

چه بی منطق است ،

دنیای بن بست ...

اگرعشقی نباشد ،

خزان دنیا را می گیرد ...

چقدردوست می دارم ،

خزانم باشد بارانی ...

حبیب آید بپاشد بذر ،

چتربرسرنمی گیرد ...

درآن آرمش پنهان ،

لبانم خنده می خواهد ...

دلم پُرزفریاد و ،

مگرعاشق شدن جرم است ...

دلم پُرزاحساس و ،

مگرحالم نمی فهمد ..

غ..ر..آ



[ دوشنبه 99/1/4 ] [ 3:29 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 182
بازدید دیروز: 167
کل بازدیدها: 165573