سفارش تبلیغ
صبا ویژن

گیسوانت عطرش ، در بادصبا بود ... مجنون شدم لیلا ، دل درپی تو

گیسوانت عطرش ،

در بادصبا بود ...

مجنون شدم لیلا ، 

دل درپی تو زا براه بود ...

ابر شد وبارانی چشمم ،

ازبرق نگاهت ...

برگوکه آن شانه ی بی منت ،

کجا بود؟ ...

حوا توای ،

آدم این قصه من هستم ...

تاریک شد شب اتارم صبا ،

برگو مه من کجا بود ؟ ...

او شانه و ،

من غم بسیار ...

برگوکه آن شانه صبا ،

آخرکجا بود ؟ ...

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 99/10/25 ] [ 3:50 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 171
بازدید دیروز: 148
کل بازدیدها: 183965