میرسی ازراه و ، میبینم چشم آهوی ترا ... آنقدرخوبی که حالم ، ب
میرسی ازراه و ،
میبینم چشم آهوی ترا ...
آنقدرخوبی که حالم ،
بهِ می شود ...
به پایان میرسد ،
انتظار ...
چو میبینم ،
چشم آهوی ترا ...
پیشه کردم شاعری را ،
ازغزل آباد دل گویم ترا ...
ازتوگویم سخن عشقم ،
تاابد دوست دارم ترا ...
غ..ر..آ
[ یکشنبه 00/5/10 ] [ 1:3 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]