پراهن او

کی بینا شود چشمم ،

ازپیراهن او ...

 

درجانم به تنش هست ،

بوی پیراهن او ...

 

زندام بی اوهمین قدر ،

که نفس می کشم ...

 

نتوان گفت:زجدایی ،

عاشق شدام براو ...

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 01/3/11 ] [ 7:24 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 71
بازدید دیروز: 79
کل بازدیدها: 371161