سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آمدی تا باغزلهایت ، مرا خواب کنی … شب تاریک مرا ، غرق مهتا

آمدی تاباغزلهایت ،

مرا خواب کنی …

 

شب تاریک مرا ،

غرق مهتاب کنی ...

 

چشم درچشم دوختی ،

ازخجالت آبم کنی ؟...

 

دیدم که آینه هم ،

محوتماشای توبود !...

 

زین حسد تومرا ،

ازباده بی نیازکنی ؟…

 

مَرام دلبریست ،

خنده برلب دلبر !...

 

بیا عشق را امشب ،

درقاب دلم قاب کنی ...

غ..ر..آ



[ پنج شنبه 100/4/31 ] [ 6:17 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیوانه ام از ، فکراوشبها ...

دیوانه ام از ،

فکراوشبها ...


که آن آشفته گیسو ،

چه شیدا است شبها ...


گفتم:که ترکم مکن ،

مَرو تا ببوسمت ...


گفتا:که ازبی قراری و تب ،

دیدنی هستی شبها ...

غ..ر..آ



[ سه شنبه 100/4/29 ] [ 8:39 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دستم به قلم رفت ، قلم را سازکردم ...

دستم به قلم رفت ،

قلم را سازکردم ...


با اسب خیالم غزلی نو ،

ازچشم توآغاز کردم ...


بانغمه سازافسونگری تو ،

اسرارنهان دل رافاش کردم ...


ازعشق توصدی؟ ناله ام ،

درشهر پیچید ...


بس عقل ودلِ عاشقی چون من ،

پیچک شد وبرساقه پیچید ...

غ..ر..آ



[ یکشنبه 100/4/27 ] [ 7:26 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

باد شبرو بردرخانه ها ، جارمی کشید ... برسرشاخ درخت هم ، کلاغ

باد شبرو بردرخانه ها ،

جارمی کشید ...


برسرشاخ درخت هم ،

کلاغ جارمی کشید ...


دلبرم.نرم نرمک ،

پنجه برتارمی کشید ...


چون گل سرخِ روی پرده ،

خود را بررُخ یارمی کشید ...

غ..ر..آ



[ سه شنبه 100/4/15 ] [ 7:25 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

انگشتهایش بَه ، چه دلکش تارمیزد ... رقص موج.سرخ آتش ، بَه چه

انگشتهایش بَه ،

چه دلکش تارمیزد ...

رقص موج.سرخ آتش ،

بَه چه موزن جست میزد ...

ابرهای سرخ آبی غروب ،

نم نمک رنگ سردی میزد ...

ازپس پرده بستم ،

پنچره ...

بادوحشی برحریم پنچره ،

پنجه میزد...

پلکهایش سنگین و ،

بالا وپائین می پرید ...

پنداری با پَرموزیک باد ،

خواب خوش میدید ...

ای زمین ای خاکیان ،

بدرود با شما ...

میروم سوی سرای نو ،

دورازشب سیا ...

دوراز درد وبیماری ،

دورازکشمکشها ودیوانگی ...

دور دور ،

سوی خوشبختی ...

بردرخت آرزوهایم خورد تیشه ،

نونهال آرزو هایم پریده

میسپارم ازشرشیطان ،

به یزدان شمارا همیشه ...

غ..ر..آ

 



[ شنبه 100/4/12 ] [ 8:37 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

پرند دامنش ، عطرگلی بود ... به زیرچترمهتاب ، چه خوش آب وکلی ب

پرند دامنش ،

عطرگلی بود ...

به زیرچترمهتاب ،

چه خوش آب وکلی بود ...

تن نیلوفرم ،

رنگ آبی ...

دوچشم دلفریبش ،

رهزنی بود ...

نگاهم بنشست ،

دربرق چشمش ...

برای این دلم ،

مُسکنی بود ...

ربوده این دلم را ،

چشم آهو ...

عجب کهنه شراب و ،

مُسکنی بود ...

غ..ر..آ



[ جمعه 100/4/11 ] [ 10:10 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

یارتومیخوانی مرا ، درخلوت تنهائی یم ؟...

یارتومیخوانی مرا ،

درخلوت تنهائی یم ؟...

تنها تودانی من کی یم ...

با اینهمه رسوا یم ...

وای ازدل شیدای ما ،

گر تونباشی مُرد ایم ...

درخار وخس خفته ایم،

ای یارمهربان بیا ...

مارا دمی ده تونفس ،

چون ازنفس رسته ایم ...

ای یارتومی خوانی مرا ،

درخلوت تنهائی ایم ؟...

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 100/4/9 ] [ 3:4 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 114
بازدید دیروز: 255
کل بازدیدها: 224284