سفارش تبلیغ
صبا

جدایی شوخی نیست که من ، ازتوجداشم .... کنارم باشی و بی تو ، ره

جدایی شوخی نیست که من ،

ازتوجداشم

کنارم باشی و بی تو ،

رها. شم

 

محاله قلبم بی تو ،

طاقت بیاره

کنارم هستی و ،

من بی وفا شم

 

نشم دلتنگ تو ،

امکان نداره

نه نه نمی تونم ،

بی تورها. شم

 

بی تو شیشه ام کنارسنگ ،

همیشه

همیشه باشی و ،

غلام ازتو جدا شه ؟

 

نکندم دل زتو ،

دلدار توهستی

منم ساقه? خاردار گل بی خار ،

توهستی

 

 

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 96/5/18 ] [ 10:1 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

چه شبهای که بی فانوس ، میرفتیم تهی وستانمان بود و ، پی نورمیر

 

چه شبهای که بی فانوس ،

میرفتیم

تهی وستانمان بود و ،

پی نورمیرفتیم

 

همه یاران ستاره ،

گشتن و رفتن

رها کردن مرا مجره و،

یاران رفتن

 

طنین لحظه هامان پرُبود ،

ازشور مستی

نشانِ باغ زمُرد را ،

گرفتند ورفتن

 

گرفتن دستم ومیکشیدن ،

گاه وبی گاه

هنوزم آیینه میکشد ،

انتظار رهناه

 

سر هرکوچه حک شده ،

نام یاران

غلام تنها و بی چتر ،

زیر باران

 

چراغ بسترخاک بیابان ،

خاموش

شهیدان ره نشاند ،

دراین عزم مه آلود

 

 

غ..ر..آ



[ دوشنبه 96/5/16 ] [ 4:10 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

صدای انفجار وموج و ، ناله های من ..... مانده یادکاربه رسم ، دلبر

صدای انفجار وموج و ، ناله های من

مانده یادکاربه رسم ، دلبری های من

 

حرفهای توغزل وترانه های ، من

ازواژهای شعرت انکشت نما ، من

 

می نالم زعشفت ، شبها

ای بانگ عاشقانه ی ، شبهای من

 

ازعاشقان چه میدانی ، رسم دلبری ؟

توداری نگاه به دلی که هست ، خانه من ؟

 

گرگوشت آشنا است ، به نوای من

قدم رنجه کن و ، بیا به خا نه ی من

 

تو ننگربه پیری ، به عشق زنده ام

در این خزان توی ، جوانه ی من

 

به چهره گرکشیده شده خط پبری ، ببین ؟

بررخم . زده انده ، تازیانه ی عشق

 

نه دورازخانه ودروطنم ، همای عشق

بیا که سینه ی غلام شده ، آشیانه ی عشق

 

گرکه یا آورندعهد مردان ، زمانه ی ما !

به هرزبان به میان آورند ، سخن ازعشق

 

 

غ..ر..آ



[ چهارشنبه 96/5/11 ] [ 9:34 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

نغمه قالوابلا برگوش ، دلبرمیزنم ... طاق ابرو برخانه ی ، دلبرمیزن

نغمه قالوابلا برگوش ، دلبرمیزنم

طاق ابرو برخانه ی ، دلبرمیزنم

 

یک صلا هرشب مرا ، مست میکند

باده انگورنیست ولی ، مست میکند

 

خواب نیم. بیدارنیم ، اما چرا ؟

عاشق دیوانه را داغ و ، مست میکند

 

درسکوت شب غلام ، داد دلبرمیزند

نور امید سرازخانه ی ، دلبرمیزند

 

ازکجاست این  نور ، مرا بیتاب کرد

چشم سرنورنمیبیند ، مرا بیتاب کرد

 

 

غ..ر..آ



[ دوشنبه 96/5/9 ] [ 10:21 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

خوش خبرخواهد آمد ، قاصدک .... مژده دیدار دلبرمیدهد ، قاصدک

 

خوش خبرخواهد آمد ، قاصدک

مژده دیدار دلبرمیدهد ، قاصدک

 

دل که دل نیست ، شوق دیدارمیکشد

طاقت ماندن ندارد ، اتظارش میکشد

 

رنگ دیگرمیشود د نیا ، رنگ خدا

بوی دلبرمیدهد ، کشتی ناخدا

 

بازگرفت خواب ازچشمانم ، انتظار

عشق ندارد راهی ، جز انتظار

 

عطرگلهای بهار باخود بیار ، قاصدک

با دف وسرُنا ، یار بیار قاصدک

 

میشود روشن. شبی ، کلبه تارغلام  ؟

تاسحرباخوشه پروین ، رقص کنان ؟

 

میشود دنیا به چشم مست او ، بیدارشود ؟

یا که آن خال لبش بیند و ، هوشیارشود ؟

 

 

غ..ر..آ



[ یکشنبه 96/5/8 ] [ 9:57 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

گفتم که زعشقت رخ ، پنهان کنم ...کس نخواند تورا و ، عشق پنهان کن

گفتم که زعشقت رخ ، پنهان کنم

کس نخواند تورا و ، عشق پنهان کنم

 

وعظ چوبه منبرشد ، ازعشق یار

آنجا چگونه عشق ، پنهان کنم

 

گلها که به اشک شب ، گفتن شبنم

هرجا نام وحد یث توگفتند ، چکنم

 

حافظ نه قلندربود و ، نه درویش

عاشق شد وازتومیگفت و ، نه درویش

 

درویش به کشکول وموی بلندش ، شدهویدا

این عشق عرض وسماَ ، چگونه پنهان کنم

 

دیدی در دل صخره غلام اورا ، زیباه ؟

نوش کرد لب چشمه ، کبک خرامان ، زیباه

 

 

غ..ر..آ



[ یکشنبه 96/5/8 ] [ 9:54 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 15
بازدید دیروز: 78
کل بازدیدها: 73290