سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

(آشوب)

 

 (آشوب)

 

تورا با گریه میخوانم ، توهم برمن همی خندی !

براین حالیکه من دارم ، چرا رخساره می بندی؟

 

همی بگذار در قلبم ، توهم آغوش من باشی

که تا پایان این مقصد ، تمام باورم باشی .

 

تومی دانی کنارت باز ، چه حالی دارد این مستی

خودم را وقف توکردم ، تو هم لیلای من ، مستی ؟

 

نمی دانی چه آشوبم ، اگر بامن نباشی تو!

درون ریشه و فکرم ، همه اشعارم هستی تو

 

عجب احساس خوبی من ، زتومی گیرم ای جانم

تمام لحضه ها یم را، نفس ، من ازتومیگرم

 

تمام عشق ورویا را(غلام)از یاد تو دارد

تمام عشق ومستی را ، زاین میخانه می خواند .

 

غ.ر.آ

 



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 94/5/9 ] [ 4:43 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 184
بازدید دیروز: 167
کل بازدیدها: 165575