سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

درموسم جوانی ؛ نازت خریدم اما ......... حالابیا وبنگر ؛ نازخری

 

 

درموسم جوانی ؛ نازت خریدم اما

حالابیا وبنگر ؛ نازت خریدنم را

 

بی توبسرشدعمری ؛ بااشک وناله هایم

تاتمام حسرت ؛ آیم به پیش پایت

 

هرهفته درفراغت ؛ وزتوخبرنیامد

درانتظارهردم ؛ کزتوخبربیاید

 

آیابه گاه رفتن دست مرا توگیری؟

یا با تمام خوبی ؛ بازهم تو در ورایی؟

 

باسوزاین غلامت ؛ خواند تورا هرشب

اما برای یک عمرماند درانتظارت

 

غ..ر..آ



[ یادداشت ثابت - جمعه 95/8/29 ] [ 9:4 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

یوسفی درخانه بود و، آه نمیدانم چه شد مست اوبودم فقط پیراهنش پا

یوسفی درخانه بود و، آه نمیدانم چه شد

مست اوبودم فقط پیراهنش پاره شد

 

من فقط دیدم که اورفت ودگرحرفی نزد

دیگرازآنجا به بعد ، گل نمی دانم چه شد

 

آنچنان درعشق اوغرق تمنایش شدم

ساربان میرفت ومن هرگزنمی دانم چه شد

 

روبررویم خالی وجزآه من ، هیچی نبود

من درون کعبه ام ؛ قبله نمی دانم چه شد

 

هجمه بودوسرزنش بود و، عاشقی های من

سنگباران بودوشیپور ؛ جنگ نمی دانم چه شد

 

من نمی دانم چرا شیون درگلو ، خشگیده شد

جوشنم برتن نبودو درد ؛ نمی دانم چه شد

 

بانگ هل من ناصرش عجازی کرد ومن

ازخجالت آب شدم حربه دستم ؛ نمی دانم چه شد

 

پابه پایش می دوید این غلام ؛ ازروی شوق

دست پاگم کرده بود ؛ سرنمی دانم چه شد

 

آسمان درنیم روز ؛ رنگ غروب برخود گرفت

دست خولی درتنور و ؛ سرنمی دانم چه شد

 

آه تصورکردنش سخت است و ؛ سخت

باید از زینب بپرسیم ؛ آه نمی دانم چه شد

 

دست عباس وبیرق ومشک ؛ درفرات افتاده بود

بعدازآن درخیمه ها ولوا بود و ؛ من نمی دانم چه شد

 

غ..ر..آ



[ یادداشت ثابت - یکشنبه 95/7/12 ] [ 8:13 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

سیزده رجب و روز پدر برهمه ی شیعیان جهان مبارکباد

 

 

یا سمیع ویا بصیرویاسبحان

یاحسیب ویاحبیب ویاحننان

 

یاقوی ویاغفارویا غفور

یامجیره ویامنیرویامننان

 

یا علی ازبردن نامت ، گل ازگل بشکفد

سخت ها ، آسان شود، آن دم که نامت میبرند

 

دخت پیامبرزند سنگ تورابرسینه اش

نام زیبای تورا باید که من بر جان کنم

 

ای که نامت ازازل بانام پیغمبر برند

 برعقیق سرخ باید حک کنند نام تورا

 

آنکه برسربند اونام تو ودخت نبی است

این غلام است و دلش بایاد تو وآل نبی است

         

حیدری باید شد ونامت ولایت برمن است       

رکن شیعه اصل وفرعش از ولای حیدراست

 

غ..ر..آ



[ یادداشت ثابت - یکشنبه 95/1/30 ] [ 12:57 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(ازپس آن پرده در آ)

 

 

 (ازپس این غیبت  در آ)

ای گل خوش هوای ما ، از پس این غیبت در آ

عشق تومی گشد مرا ، یوسف گم کشته بیا

 

پرده چرا نمی دری ، زخم دلم تومرهمی

من چه کنم عاشقم ، اینهمه منتظر چرا ؟

 

گرنفس شما دمد ، جمله جهان زنده می شود

یوسف گم کشته ی من ، گریه امان برده مرا

 

ازپس آن پرده درآی ، ای گل بستان نبی

مست نیازتوشدیم ، می نبود دراین سرا

 

بیا میان من وما(غلام) تورا دهد نشان

آینه ضمیر دل ، سراغ گرفته از شما

 

غ..ر..آ

 



[ یادداشت ثابت - یکشنبه 94/11/12 ] [ 2:31 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(رشته کردن پنبه والدین و اساتید قرآنی)

 

الا بذکر الله تطمئن القلوب 

     

(رشته کردن پنبه والدین و اساتید قرآنی)

 واقعا ما کجای کار هستیم؟


بسیاری ازبچه هایی که درکلاس های قرآن آموزش دیده اند، عنوان می کنند معلم ما به خاطر اینکه در کلاس، قرآن را با لحن عرب قرائت می کنیم،دعوایمان می کنند،ومیگویند باید فارسی بخوانی چرا ؟ بایدعلت را ازچه کسی سوالٌ کرد ! وزیر.ریس آموزش پرورش .معلم ؟ اولین پرسش این است آیامعلم سواد قرآنی ندارند که دارند ویا استاد قرآن نیستند ، علت دلسردی نسبت به قرآن چیست و وظیفه ما درقبال اینگو موارد درقالب دنیای مجازی چیست فقط نوشتند وخواندن است ؟ مگردرتربیت وتعلیم نباید کودکان را دردوران ابتدایی ساخت وبا قرآن آشناه کرد ، خط را پیر ومرادمان داد (امام خمینی رحمته الله فرمودند:) <<تزکیه قبل ازتعلیم وتعلم است>>

بهتراست به دل نوشته های یک قاری واستاد قرآن توجه کرد ، ازخراسان رضوی ، آقای حسن هادیزاده

از قاریان، اساتید و مربیان پیشکسوت قرآن مشهد  هادیزادهبا بیش از 35 سال سابقه در این حوزه، یادداشتی در خصوص دغدغه‌ها و پیشنهادات خود درباره برنامه‌های قرآنی و تربیت نسل آینده در اختیار ایکنای خراسان رضوی  خراسان اینجانب از بدو تأسیس جامعه قاریان قرآن مشهد در سال 68، عضو این مجموعه بوده و هستم؛ در این سال‌های متمادی با توفیقات الهی شاگردان بسیاری را تربیت کرده‌ام اما در اینجا احساس مسؤلیت می‌کنم تا مشکلاتی که در مجموعه آموزش و پرورش وجود دارد را به عنوان یک مربی دغدغه ‌مند نسبت به فرزندان این مرز و بوم مطرح کنم تا مسئولان را در راستای این امر مهم هوشیار کرده و چاره‌ای اندیشیده شود ،

حقیرسال‌هاست به دانش‌آموزان مقطع دوم دبستان به بالا درمنزل شخصی قرآن آموزش می‌دهم ، این افراد همراه مادران خود در مدت چهار ماه و هفته ‌ای دو جلسه در قالب سبکی نوین با قرآن آشنا میشوند . بنده کاملا با روحیات حساس این قشر آشنا هستم ومی‌بینم خانواده آن‌ها با چه دغدغه و زحمتی با قبول هزینه و وقت بچه‌ها را راضی می‌کنند تا در این کلاس‌ها شرکت کنند ، اما چرا؟

. همه می‌دانند در جامعه کنونی که با وجود تهاجم فرهنگی دشمن و ورود تکنولوژی‌های گوناگون از جمله موبایل، کامپیوتر، تبلت، ماهواره و ... لازم است بچه‌های خود را با قرآن بیمه کنند تا از انحرافات مختلف در خانواده جلوگیری شود ولی با کمال تأسف موارد بسیاری از بی مهری‌ها در آموزش و پرورش به عینه مشاهده می‌شود ،.

(آموزش و پرورش؛ عامل ضعف در روخوانی قرآن جوانان است )

 

 



[ یادداشت ثابت - شنبه 94/10/27 ] [ 12:0 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(اربعین چه روزی است)

 

(اربعین چه روزی است)

بیستم ماه صفردرتاریخ ، به عنوان اربعین حسینی مشهورشده است.دربرخی ازروایات به

 بزرگداشت این روزاشاره شده است . درحدیثی ازامام حسن عسکری زیارت اربعین به

 عنوان یکی ازنشانه های موٌمن است. (اربعین)درمنابع،بیشتربه دو رویداد اشاره دارد:

یک. روزمراجعت اسرای کربلاازشام به مدینه ، دو.روزی که جابربن عبدالله انصاری به

کربلا آمدوبه زیارت قبرمبارک امام حسین (ع) مشرف شد. امادراینکه دراین روزاسرای

 کربلا رسیده باشند،تردیدی جدی وجود دارد. شیخ مفید در(مسارالشیعه)آورده است:

که جابربن عبدالله برای زیارت امام حسین (ع) واردکربلا شد.

شیخ طوسی در(مصباح المتهجد)وابن اعثم درالفتوح نیزهمین مطلب راذکر کرده اند.

میرزاحسین نوری می نویسد: ازعبارت شیخ مفیدوشیخ طوسی استفاده می شودکه روزاربعین 

روزی است که اسراازشام به مقصدمدینه رسیدند.

دراین میان سیدبن طلوس در(لهوف) اربعین راروزبازگشت اسرا ازشام به طرف کربلا

 ذکرکرده است. ایشان می نویسد: وقتی اسراکربلا ازشام به طرف عراق بازگشتند به

راهنمای کاروان گفتند:مارا به کربلا ببر.

بنابراین آنها به محل شهادت امامحسین (ع)آمدند. سپس درآنجا به اقامه عزاوگریه وزاری

برای اباعبدالله الحسین پرداختند. شیخ بهایی نیزدرکتاب (توضیح المقاصد) روزنوزدهم

 صفررا روز زیارت اربعین اباعبدالله الحسین علیه اسلام میداند ومی نویسد: دراین روزکه

چهل روزازشهادت امام علیه السلام می گذشت ، روز ورود جابربن عبدالله انصاری برای

زیارت قبرحضرت است ، وآن روز،باورود اهل بیت امام علیه السلام ازشام به کربلا یکی

شد،درحالی که آنان عزم مدینه داشتند.شیخ بهایی ازآنرو19صفرراروزاربعین می داندکه

 روزعاشور رامبنای محاسبه به عنوان مبداٌ اربعین قرارداده است ، اما چنان که سیدابن

طاوس درکتاب اقبال نوشته است ، شهادت امام حسین علیه السلام،درساعات پایانی

 روزعاشورا رخداده ومبنای محاسبه اربعین ، طبعا می باید یازدهم محرم باشد..رخدادهای

 بیستم ماه صفرپیرامون واقعه کربلا به شرح زیراست: اربعین سیدالشهداء(ع) درچهل ومین

 روزازفاجعه درناک شهادت امام حسین (ع) واهل بیت (ع) واصحاب باوفایشان می گذرد

بردوستان وشعیان اهل بیت (ع) لازم است بابرپایی مجلس عزاوشرکت درمجالس سینه زنی

وذکرمصیبت این روزرا تعظیم کنند.

ملحق شدن راس مطهرامام حسین(ع) به بدن مطهر. نقل است که دراین روز راس شریف

 امام حسین (ع) توسط امام زین العابدین (ع) ازشام به کربلا آورده شد وبه بدن مطهرآن

 حضرت محلق شد.

( بازگشت اهل بیت(ع) به کربلا یامدینه ) بنابرنقلی درچنین روزی اهل بیت (ع) ازشام به

کربلا بازگشتند همچنین بنا برنقل دیگری این روز، روزی است که اهل بیت امام حسین (ع)

ازشام به مدینه آمدند. ولی درارتباط با آمدن اهل بیت حسینی (ع) در روزاربعین به کربلا ،

میان مورخان تفاوت راٌی وگفت وگواست، نخستین زائرقبرامام حسین (ع) جابربن عبدالله

 انصاری بود که سنت زیارت اربعین امام حسین (ع) را پایه گذاری کرد. وقتی خبرشهادت

امام حسین (ع) ویاران بزگوارش به مدینه رسید ، جابراز دوچشم نابینا بود مدینه رابه قصد

زیارت کربلا ترک کرد.

ودر این صفرشخصیتی دانشمند ومفسری بزرگ به نام (سعدبن جناده) همراه جابر بود . پس

 از ورود در رودفرات غسل کردند وبه کنارمرقد مطهر امام حسین (ع) رفتند وآن حضرت

 را با زیارتی به نام زیارت اربعین زیارت کردند. ( التماس دعا )

 

غ..ر..آ



[ یادداشت ثابت - سه شنبه 94/9/11 ] [ 9:20 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(اِذَازُالزِلَتِ الٌاٌرضُ زِلٌزاَلَها)

 

(اِذَازُالزِلَتِ الٌاٌرضُ زِلٌزاَلَها)

 

رحمت که ببارد نپرسد که این ملُک زه کیست

برقوم جهود ومسلم . گبر. یکیست

 

مهمان که برآمد خانه ، خوشحالش کنید

گرکه خویش باشد وبیگانه دراحکام یکیست

 

این رحمت حق از سوی اومی آید وبس 

بازخواست ندارد ، عاقل اَعلم یکیست

 

برآستان اوسربنهی خاک رواست

ذگرش برهمه انس وجن گیتی یکیست

 

گربه پاکی سوره (الزلزلته) رامی خوانی

به وطرب یابه سجود ، ومسجد ومیخانه یکیست

 

این میش دقلان ، که ازاومی خوانند خود

 دانند ، که این سوره وقصه وافسانه یکیست ؟

 

از الفازکتابش ، هرچه گرفتیم بکار

فهمیم که رحمت او برهمه عالم جاریست.

 

چون درک کند(غلام) این مطلب را

احساس کند ، کعبه ومیخانه یکیست

 

غ..ر..آ



[ یادداشت ثابت - دوشنبه 94/8/19 ] [ 12:46 عصر ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(خرقه زتن ها دریدن)

 

(خرقه زتن ها دریدن)

 

درچشم تومن صد غزل خوانده ام

آن راز نجیب را صبح سحرخوانده ام

 

درروی دومژگان تو، دو کمان بود

مژگان توتیر و، قلب من را نشان بود

 

من خرقه نوبر تن و، درفکرتو بودم

من تشنه ی دیدار(حسین)، درمنا می دویدم

 

با دست ال شیطان ، خرقه زتن ها دریدن

تعبیرلب تشنه واما! ، مثل (حسین) سرنبریدن

 

 تن های مطهرچه کوه ، تلنبار علایق شد  

برجسم پاک شما ، غلامی (حسین) حک شد

 

غ..ر..آ



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 94/7/17 ] [ 8:2 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(قول دل کندن نگیرازدل)

 

 

 

 

هرزمان میبینمت ، گیسوپریشان کردا ی

آسمان چشم ما را ، توگریان کردای

 

ناگهان گرگرفت ، درسینه ی پنهان من

دُر را درصدف زیرگیسو، پنهان کردای

 

اعتنایی برمن عاشق نکردی ، رد شدی

فکرعاشق خواند ی ، عاشقترش کردای ؟

 

عشق توتنها نشان ، درقلب رسوای من است

دلخوشیهایی که رویا نیست ، افکارم ، هویدا کردای

 

فکرکردی  که آسان نتوان دل کند ورفت ؟

عاشقی آخرگناهش چیست ، اینگونه میزان کردای ؟

 

من که دوستت دارم وقلبم ، ویران تواست

حا صلش عشق بود و اورا ، چرا درو کردای ؟

 

قول دل کندن نگیرازدل ، (غلام) عاشق است

تا ابد درگوشه میخانه او را ، عسگر کردای

 

غ..ر..آ..

 



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 94/7/10 ] [ 10:56 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

(دل تندیس توکشته)

 

(دل تندیس توکشته)

 

چندیست که دل ، تندیس توکشته

آشفت و سرکشته ی ، آماج توکشته

 

بااین همه زاری ، به درگه عشق

آخر چنین زارو پریش ، تو کشته

 

از قبله درآمدی ونمازعشق خواندی

آمد ندا درغدیرو ، دل ما مرید توکشته

 

ازقافله دورم و، لیکن  نکردیم قفلت  

دل آماج نمازو قبله ی حاجات توکشته

 

درمروه من صفا وزمزم ، توهستی

آخر به چه روی دلها ، سراب توکشته؟

 

با ذگرحق باوری ، لبخند زنم به جمالت

این حسن تودرمن شراب ، غزلهای توکشته

 

قربان شوم در ره قربانگه ، غدیر وقربان

عید در عید است و(غلام) تندیس ، ولایت توکشته

 

غ..ر..آ



[ یادداشت ثابت - پنج شنبه 94/7/3 ] [ 10:57 صبح ] [ غلامرضا رمضانی آقداش ]

دیگر امکانات


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 31
کل بازدیدها: 39455